معنی انفاق در لغت نامه ها ( نوشتاری )

تفسیر قرآن مجید ،سوره بقره ، آیات ۱ الی ۳ ،مفسر : آیت الله مکارم شیرازى ( نوشتاری )
12 دسامبر 2016
تفسیر قرآن کریم ،سوره بقره ، آیه ۱۷۷ ( نوشتاری ) آیت الله مکارم شیرازی
7 ژانویه 2017

انفاق /’enfāq/

معنی انفاق

انفاق
لغت‌نامه دهخدا
انفاق . [ اِ ] (ع مص ) درویش گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درویش شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ) (مؤید الفضلاء). بی چیز شدن و بپایان رسیدن توشه . (از اقرب الموارد). || سپری کردن مال را و هزینه نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نفقه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). روزی دادن و خرج کردن . (غیاث اللغات ). خرج کردن چیزی را. (آنندراج ). صرف کردن مال را و تمام کردن آن را. (از اقرب الموارد). || سپری شدن مال . فقر. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آخر شدن مال . (آنندراج ) : اذاً لامسکتم خشیه الانفاق . (قرآن ۱۷ / ۱۰۰)؛ همانگه شما دستها فرومی بستید از بیم درویشی . (کشف الاسرار ج ۵ ص ۶۰۵). || خداوند بازار رایج شدن قوم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رائج شدن بازار قوم . (از اقرب الموارد). رواشدن بازار. (تاج المصادر بیهقی ). به رواج شدن بازار. (یادداشت مؤلف ). || به رواج بازار رسیدن مردم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پراکنده و منتشر گردیدن پشم شتر از فربهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || روایی دادن رخت و سلعه را. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). روایی دادن رخت و امتعه را. (آنندراج ). رواج دادن متاع و اسباب و کالا را. (از اقرب الموارد). || (اِ). خرج و دهش و روزی دادن و بخشش در راه خدا و برای ثواب . (ناظم الاطباء) : آن چهار که مطلوب است بدین اغراض و بجز آن نتوانند رسید، کسب مال است از وجهی پسندیده … و انفاق در آنچه بصلاح معیشت … پیوندد. (کلیله و دمنه ). کسب از جایی که همت بتوفیق آسمانی آراسته باشد آسان دست دهدو بهیچ انفاق کم نیاید. (کلیله و دمنه ). بر مقدار زیادت حال و مال در انفاق می افزود تا حضرت او کعبه ٔ آمال و قبله ٔ اقبال گشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ۲۷).
– امثال :
شرط توانگری انفاق و چاره ٔ بینوایی شکیبایی است . (از امثال و حکم دهخدا).

انفاق
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) نفقه دادن ، هزینه کردن .

انفاق /’enfāq/
فرهنگ فارسی عمید
(اسم مصدر) [عربی] ۱. دادن یا بخشیدن مال به کسی.
۲. نفقه دادن به کسی.
۳. [قدیمی] خرج کردن مال.
۴. [قدیمی] بی‌چیز شدن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + ده =