داستانهای شگفت انگیز از صدقه و فواید آن (قسمت سوم ) ( نوشتاری ) نویسنده : معصومه بیگم آزرمی

نقش قرآن در زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) (نوشتاری ) حجت الاسلام حسینی قمی
1 مارس 2017
سیره تربیتی انبیای الهی در قرآن کریم ( نوشتاری ) حجت الاسلام والمسلمین عابدینی
14 مارس 2017

داستانهای شگفت انگیز از صدقه و فواید آن
نویسنده : معصومه بیگم آزرمی
قسمت سوم
فصل دوم: شرایط انفاق و صدقه در راه خدا
شرایط انفاق و صدقه در راه خدا
تعبیر به «قرضا حسنا؛ وامی نیکو» در این آیه(قرآن کریم، آیه ۱۰، سوره حدید.) اشاره به این حقیقت است که وام دادن خود اقسامی دارد که بعضی را «وام نیکو» و بعضی را «وام کم ارزش» و یا حتی بی ارزش می توان شمرد.
قرآن مجید شرایط وام نیکو را در برابر خداوند یا به تعبیر دیگر«انفاق ارزشمند» را در آیات مختلف بیان کرده است، و همچنین آن گونه که از سخنان معصومین علیه السلام استفاده می شود باید دارای ده شرط باشد از جمله:
شرط اول: قبل از هر چیز باید انفاق و صدقه از اموال حلال باشد زیرا خداوند طیب است و فقط طیب و پاکیزه را می پذیرد و همچنین انما یتقبل الله من المتقین؛ همانا خداوند از پرهیزگاران می پذیرد.( قرآن مجید، سوره مائده، آیه ۲۷٫)
۱- در حدیثی آمده است: ان الله یقبل التوبات و یأخذ الصدقات و لا یقبل منها الا الطیب؛ بدرستی که خداوند توبه بندگانش را قبول می کند و صدقات را می گیرد و فقط پاکیزه (حلال) از آن ها را قبول می کند.( الحکم الظاهره، علیرضا صابری یزدی، ج ۱، ص ۶۶۸، کلمه ۱۹۹۸٫)
۲- در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: من کسب مالا من حرام فأعتق منه کان ذلک علیه اصرا؛ کسی که ثروتی را از راه حرام به دست آورد پس آن مال را رها کند بر او عذابی دردناک است».
مراد از «اصر» که در این حدیث آمده این است، که خداوند او را عقاب می کند به عقوبتی دردناکتر و شدیدتر از عقوبت کسب حرامش که مال دیگران را غصب نموده و نگهداری کرده و به صاحبش رد نکرده است، چون در روایت دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که مال مؤمنی را به ناحق و از روی غصب به چنگ آورد اعمال خیر و خوبی را که انجام می دهد در حسنات او به حساب نمی آید تا زمانی که توبه کند و مال (غصبی) را به صاحبش برگرداند.»( بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۲۹۴، روایت ۸٫)
۳- از امام صادق علیه السلام در ذیل آیه ۲۶۷ سوره بقره آمده است: «کان الناس حین أسلموا عندهم مکاسب من الربا و من أموال خبیثه فکان الرجل یتعمدها من بین ماله فیتصدق بها فنهاهم الله عن ذلک و أن الصدقه لا تصلح الا من کسب طیب؛ زمانی که مردم(از راه حرام بدست آورده بودند)، مردی بود از همین اموال(خبیث) صدقه داد، پس خداوند آن ها را از این کار نهی کرد برای این که صدقه درست نیست مگر از درآمدهای حلال.»( بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۶۸، روایت ۱۱٫)
البته کسی که از اموال خوب و حلال خود صدقه می دهد، خداوند نیز به او عوض و پاداشی عظیمی خواهد داد، خداوند متعال در قرآن مجید به این مطلب تصریح فرموده است: «و ما أنفقتم من شی ء فهو یخلفه و هو خیر الرازقین؛ و آنچه را که انفاق کرده اید پس خداوند عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهنده هاست.»( قرآن مجید، سوره سبا، آیه.)
از این آیه این گونه استفاده می شود، کسی که اموالش در راه خیر انفاق کند، خداوند به او عوض می دهد. و عوض دادن خداوند یا در دنیاست که به صورت زیاد شدن نعمتهاست و یا در آخرت است که همان بهشت جاویدان است.
و همچنین در حدیث آمده است که: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «لا یقبل الله صدقه من غلول؛ خداوند هیچ انفاقی را که از طریق خیانت است نمی پذیرد.»( تفسیر مجمع البیان ذیل آیه ۲۷، سوره مائده. )
شرط دوم: آن است که صدقه از اموال نفیسه و خوب و سالم باشد یعنی؛ از بهترین قسمت مال انتخاب شود، نه از اموال دور ریختنی و کم ارزش.
خداوند متعال در قرآن مجیدش می فرماید: «یا أیها الذین امنوا أنفقوا من طیبات ما کسبتم و مما أخرجنا لکم من الارض و لا تیمموا الخبیث منه تنفقون و لستم بآخذیه الا أن تغمضوا فیه و اعلموا أن الله غنی حمید؛
ای کسانی که ایمان آورده اید! از قسمت های پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت حلال) به دست آورده اید، و از آن چه از زمین برای شما خارج ساخته ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان) انفاق کنید! و برای انفاق به سراغ قسمت های ناپاک نروید در حالی که خود شما، (به هنگام پذیرش اموال) حاضر نیستند آن ها را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت! و بدانید خداوند، بی نیاز و شایسته ستایش است.»( سوره بقره، آیه ۲۶۷٫)
شرط سوم: زمانی صدقه بدهد که به ادامه زندگانی امید داشته باشد، نه این که آن قدر صدقه دادن را به تعویق اندازد که روح به حنجره اش رسید آن وقت وصیت کند که فلان چیز را به فلان کس بدهید.
۱- در حدیث وارد شده است که از حضرت رسول صلی الله علیه و آله سؤال کردند که کدام صدقه برتر است؟
فرمود: «أن تصدق و أنت صحیح شحیح تأمل البقاه و تخاف الفقر و لا تمهل حتی اذا بلغت الحلقوم قلت: لفلان کذا و لفلان کذا…؛ صدقه بدهی که تندرست باشی و بخل بورزی بخاطر آنکه اندیشه کنی در آینده عمرت که باقی است تهیدست گردی، و مهلت نیابی تا مرگ گریبانگیرت شود و بگوئی برای فلانی این مقدار، هان به فلانی این اندازه بدهید…»( آثار الصادقین، ج ۱۰، ص ۴۷۹٫)
۲- و همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «درهم یعطیه الرجل فی صحه خیر من عتق رقبه عند الموت؛ درهمی که در حال سلامتی صدقه بدهد بهتر از بنده و غلامی را در هنگام مرگ آزاد کند.»
شرط چهارم: صدقه را به نیازمندان واقعی بدهند، یعنی؛ به کسانی انفاق کنند که سخت به آن نیازمندند، و اولویتها را در نظر بگیرد.
خداوند تعالی فرموده است: «للفقراء الذین أحصروا فی سبیل الله لا ستطیعون ضربا فی الارض…؛ (انفاق شما مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند؛ (و توجه به آیین خدا، آن ها را از وطن های خویش آواره ساخته، و شرکت در میدان جهاد، به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تأمین زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند) نمی توانند مسافرتی بکنند و سرمایه ای به دست آورند و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه آن ها را بی نیاز می پندارند؛ اما آن ها را از چهرهایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار از مردم نمیخواهند( این مشخصات آن ها) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.»( انوار هدایت، سید میر احمد فقیه، ج ۱، ص ۷۹-۸۱٫)
البته شاید مراد آیه شریفه حق واجب در اموال مؤمنین باشد، مانند آن داستانی را که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره اهل صفه نقل کرده اند:
عکرمه از عبدالله بن عباس روایت کرده که روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر اصحاب صفه گذشت، و فقر و درماندگی و بیچارگی آنان را دید فرمود: هر کس از امت من بر این حال باشد که شمائید و به آن حال راضی و قانع باشد او فردا در بهشت از رفیقان باشد.

اهل صفه چه کسانی بودند؟
اصحاب صفه در حدود چهارصد نفر از مسلمانان مکه و اطراف مدینه بودند که نه در مدینه خانه ای داشتند و نه خویشاوندانی که به منزل آن ها بروند، از این جهت در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مسکن گزیده بودند، و آمادگی کامل خود را برای شرکت در میدان های جهاد اعلام داشته بودند، ولی چون اقامت آن ها در مسجد با شئون مسجد سازگار نبود دستور داده شد به صفه (سکوی بزرگ و وسیع) که در بیرون مسجد قرار داشت منتقل شوند. آیه فوق نازل شد و به مردم دستور داد که به این دسته از برادران خود از هر گونه کمک های ممکن مضایقه نکنند، آن ها هم چنین کردند.
بهترین مورد انفاق
در این آیه خدا بهترین موارد انفاق را بیان می کند و آن درباره کسانی است که دارای این صفات باشند:
۱- ألذین أحصروا فی سبیل الله: یعنی کسانی که اشتغال به کارهای مهمی از قبیل جهاد و نبرد با دشمن و تعلیم فنون جنگی و فراگرفتن و تحصیل علوم لازم، مانع از تحصیل هزینه زندگی برای آن ها شده است، همچون اصحاب صفه که مصداق روشن این موضوع بودند.
۲- لا یستطیعون ضربا فی الارض: یعنی نمی توانند مسافرت کنند و هزینه زندگی به شهرها و قریه ها و سرزمین هائی که نعمت های الهی در آنجا فراوان است بروند، بنابراین کسانی که می توانند تأمین زندگی کنند باید مشقت و رنج سفر را تحمل کنند، و هرگز از انفاق دسترنج دیگران استفاده نکنند، مگر این که کار مهمتری همچون جهاد که مورد رضای خداست مانع از مسافرت آن ها شود.
۳- یحسبهم الجاهل أغنیاء من التعفف: یعنی کسانی که از حال آن ها اطلاعی ندارند به خاطر خویشتن داری و عفت نفس ایشان، گمان می کنند غنی و بی نیازند.
۴- تعرفهم بسیماهم: «سیما» در لغت به معنی «علامت و نشانه» است، یعنی گرچه آن ها سخنی از حال خود نمی گویند، ولی چهره آن ها نشانه هایی از رنج های درونی وجود دارد که برای افراد فهمیده آشکار است و«رنگ رخساره آن ها از سرّ درونشان خبر می دهد.»
۵- لا یسألون الناس الحافا: منظور این است که آن ها هرگز بسان فقرای عادی از مردم چیزی نمی خواهند، یعنی اصولا سؤال نمی کنند، چه رسد به این که اصرار در سؤال داشته باشند، و به عبارت دیگر معمول نیازمندان عادی اصرار در سؤال است اما آن ها یک نیازمند عادی نیستند.
بنابراین اگر قرآن می گوید آن ها با اصرار سؤال نمی کنند، معنی آن این نیست که بدون اصرار سؤال می کنند، بلکه معنیش این است که فقیر عادی نیستند تا سؤال کنند، بنابراین جمله مزبور با آغاز آیه می گوید آن ها از سیما شناخته می شوند نه از سؤال، هیچ گونه منافاتی ندارد.
احتمال دیگری در آیه نیز هست و آن این که در صورتی که اضطرار شدید آن ها را مجبور به اظهار حال خود کند هرگز اصرار در سؤال ندارند، بلکه نیاز خود را به شکل محترمانه ای به اطلاع برادران مسلمان خود می رسانند.
۶- و ما تنفقوا من خیر فان الله به علیم: این جمله برای تشویق انفاق کنندگان است، خصوصا انفاق به افرادی که دارای عزت نفس و طبع بلند هستند، زیرا هنگامی که توجه داشته باشند که آنچه در را خدا انفاق می کنند ولو بطور مخفی باشد خداوند بر آن آگاه است، و آن ها را از ثمرات عملشان بهره مند می سازد، بیشتر علاقه به این خدمت بزرگ پیدا می کنند.( تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۲۶۵٫)
شرط پنجم: آن که بهتر است که صدقه و انفاق مخفی باشد.
خداوند متعال فرموده: «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لکم؛ هرگاه آن ها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است.»( قرآن مجید، سوره بقره، آیه ۲۷۱٫)
در این آیه شریفه درباره هر دو طرف صدقه؛ یعنی صدقه نهان و آشکار و صدقه سری و مخفیانه سخن به میان آمده است، فرموده: اگر صدقه های خود را آشکارا ادا نمائید، از جهت این که دیگران به این گونه کارها میل و رغبت پیدا کنند بهتر است و هم چنین اگر آن را مخفی دارید یعنی مخفیانه به مستحقین بدهید بهتر است چون این عمل شما از آفت بیماری خطرناک «ریا» مصون میماند، و آن انسان فقیر هم از ذلت گرفتن صدقه محفوظ می ماند.
البته شاید در اینجا مطلبی مطرح شود و آن این که صدقه آشکار و نهان اختصاص به صدقات واجبه مانند خمس و زکات داشته باشد و صدقه مخفیانه اختصاص به صدقات مندوبه و مستحبه.
همان گونه که امام علیه السلام فرموده است: هر آن چه را که خداوند بر شما واجب کرده است به صورت آشکار ادا نمودن برتر است از این که مخفی ادا شود. و هر آن چه را که مستحب باشد پنهانی ادا کردنش افضل و برتر است از آشکار نمودن آن. و اگر کسی زکات مالش را بر دوشش حمل کند و سپس آن را آشکارا(در بین نیازمندان) تقسیم کند برای او نیکوتر است.»
( ادامه دارد )
منبع : مرکز اطلاع رسانی غدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 19 =