حق صدقه ( صوتی – نوشتاری ) حجت الاسلام والمسلمین نقویان

تفسیر آیه ۳ سوره بقره ( صوتی ) مفسر : آقای دکتر سید محسن میرباقری
14 می 2017
انفاق ( صوتی ) حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مومنی
14 ژوئن 2017


حق صدقه از مباحث رساله ی حقوقی امام سجاد
وَ أَمّا حَقّ الصّدَقَهِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنّهَا ذُخْرُکَ عِنْدَ رَبّکَ وَ وَدِیعَتُکَ الّتِی لَا تَحْتَاجُ إِلَى الْإِشْهَادِ فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِکَ کُنْتَ بِمَا اسْتَوْدَعْتَهُ سِرّاً أَوْثَقَ بِمَا اسْتَوْدَعْتَهُ عَلَانِیَهً وَ کُنْتَ جَدِیراً أَنْ تَکُونَ أَسْرَرْتَ إِلَیْهِ أَمْراً أَعْلَنْتَهُ وَ کَانَ الْأَمْرُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فِیهَا سِرّاً عَلَى کُلّ حَالٍ وَ لَمْ تَسْتَظْهِرْ عَلَیْهِ فِیمَا اسْتَوْدَعْتَهُ مِنْهَا بِإِشْهَادِ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَبْصَارِ عَلَیْهِ بِهَا کَأَنّهَا أَوْثَقُ فِی نَفْسِکَ لَا کَأَنّکَ لَا تَثِقُ بِهِ فِی تَأْدِیَهِ وَدِیعَتِکَ إِلَیْکَ ثُمّ لَمْ تَمْتَنّ بِهَا عَلَى أَحَدٍ لِأَنّهَا لَکَ فَإِذَا امْتَنَنْتَ بِهَا لَمْ تَأْمَنْ أَنْ تَکُونَ بِهَا مِثْلَ تَهْجِینِ حَالِکَ مِنْهَا إِلَى مَنْ مَنَنْتَ بِهَا عَلَیْهِ لِأَنّ فِی ذَلِکَ دَلِیلًا عَلَى أَنّکَ لَمْ تُرِدْ نَفْسَکَ بِهَا وَ لَوْ أَرَدْتَ نَفْسَکَ بِهَا لَمْ تَمْتَنّ بِهَا عَلَى أَحَدٍ وَ لا قُوّهَ إِلّا بِاللّهِ
و اما حق صدقه (زکات) این است که بدانى این صدقه پس انداز توست نزد پروردگارت و سپرده‏اى است که (استردادش) نیاز به گواه‏ آورى ندارد(یعنى روز قیامت نیازى به آوردن گواه ندارد چنانکه در خبر آمده است ((صدقه پیشتر از آنکه به دست سائل رسد در دست خداوند قرار گیرد.))) و چون این را بدانى بدانچه در نهان امانت سپارى بیشتر از آنچه آشکارا امانت مى‏سپارى اعتماد کنى و تو را سزد که آنچه قصد دارى آشکارا به امانت نهى در نهان به خداوند بسپرى و به هر حال موضوع بین تو و او پنهان ماند، و بر آنچه بدو امانت داده‏اى از گوشها و چشمها بر او به گواه گیرى مدد مخواه که گویى این گواهان در نظر تو بیشتر از (خود او) مورد اعتمادند و چنین مى‏نماید که تو به بازپس‏گیرى امانتت از او اعتماد ندارى. سپس به دادن صدقه بر هیچ کس منت منه؛ زیرا آن (صدقه) براى خود توست و اگر بر کسى به دادن آن منت گذارى ایمن مباش که به روز زارِ همان کس که بر او منت نهاده‏اى بیفتى (و خود مستحق صدقه ‏گیرى شوى)؛ زیرا این دلیل است که تو آن (صدقه) را (پس‏اندازى) براى خود نخواسته‏ اى؛ چه اگر آن را براى خود مى‏خواستى هرگز بر دیگرى منت نمى‏نهادى. و لا قوه الا بالله. (و نیرویى نیست جز به خداوند.)
سوال – درخصوص حق صدقه از مباحث رساله ی حقوقی امام سجاد توضیح بفرمایید.
حق صدقه ذخیره ی تو نزد پرودگار است . یک سپرده ای نزد پرود گار است که نیاز به گواه و شاهد گرفتن ندارد . چون این را دانستی اطمینان و اعتماد تو به آنچه در نهان به امانت می سپاری بیشتر است از آنچه در آشکارا می دهی. و شایسته است که این کار سر و رازی باشد میان تو و خدای تو و هیچ کس را برآن آگاه نکنید . و گوش و دیده های دیگران را به این دلیل که به آنها اعتماد بیشتری داری پشتوانه ی عمل خود قرار نده . نه از آن رو که از سپرده گذاری نزد خدا مطمئن نیستی برای اینکه می دانی صدقه امراض و بلاها را از تو دور می کند و در آخرت تو را از آتش و عذاب می رهاند . همچنین در پرداخت صدقه بر هیچکس منت نگذار که این کار فقط به نفع تو است و اگر چنین کردی خودت را از گرفتاری به سرنوشت آن شخصی که بر او منت گذاشته ای ایمن ندان . زیرا تو با این کار نشان دادی که به دنبال منفعت خود بودی وگرنه هرگز بر کسی منت نمی گذاشتی .
پاسخ – بحث صدقه بحث خوب و رایجی در کشور ما است و فکر نمی کنم که استثنایی وجود داشته باشد . همه ی مردم به آن معتقد هستند و زمانی که صبح ها از خانه خارج می شوند به اولین صندوق صدقه که می رسند مبلغی را داخل آن می اندازند و از این کار نیز نیات مختلفی دارند . اما چند نکته را امام سجاد (ع) در این قسمت فرموده اینکه خود این صدقه برگردن فرد حقی دارد . حضرت می فرمایند یقین داشته باش که این صدقه پس اندازی است برای خود تو . چطور ما به فرزندان خود یاد می دهیم که پول های خود را پس انداز کنید و برای روز مبادا نگاه دارید . حضرت می فرمایند که این هم پس انداز خود تو است و فکر نکن که پول های خود را از بین می بری انگار که تو این پول را به امانت داده ای. آنهم یک امانت داری که دو یا سه ویژگی دارد . اولاً نیاز به رسید ندارد . الان ما پس انداز خود را در بانک می گذاریم بانک به ما رسید می دهد . اما این پس انداز هیچ نیازی به رسید و پشت نویسی ندارد. نیازی به شاهد ندارد که ببیند ما یک مبلغی را به یک مستحقی می دهیم و یا در صندوق صدقات می اندازیم . بخصوص برای ما که یک مقادیر کمی را صدقه می دهیم . اما اگر یک مقدار زیادی را صدقه بدهیم دوست داریم که شاهد باشد و حتماً تلویزیون از ما نام ببرد که مثلاً فلان آقا پنج مدرسه ساخته است . اسم خود و فرزند خود را بر روی آنها بگذاریم . می گویند که اصلاً نیازی به این چیزها نیست اینکه از چیزی که ساخته شده پرده برداری کنند و بگویند که این مجموعه در زمان فلان وزیر ، وکیل یا رئیس جمهور افتتاح شد .
می گویند هارون الرشید یک مسجدی ساخته بود صبح که رفته بودند از آن پرده برداری کنند دیدند که نوشته شده این مسجد توسط بهلول در تاریخ فلان ساخته شده . گفت بهلول را بیاورید از او پرسید تو این مطلب را نوشته ای . بهلول گفت بله . گفت مگر تو این مسجد را ساخته ای . بهلول گفت نخیر شما ساخته اید . گفت پس چرا اسم خود را روی آن گذاشته ای. بهلول پرسید شما برای چه کسی ساخته اید . هارون الرشید گفت معلوم است انسان مسجد را برای خدا می سازد . گفت اگر برای خدا است پس چرا ناراحت هستید دراین صورت خدا می داند چه کسی ساخته است .

مثلاً یک زمانی بگویند این اداره در زمانی که این کارکنان را داشته و این آقا خدمتگزار این ساختمان بوده ساخته شده است . این کار را نمی کنند و باید اسم همه ی بزرگان زده باشد . این که حضرت می گوید نیاز به اشهاد ندارید در باره ی همین کارهای بزرگ است چرا که زمانی که ما صد تومان در صندوق صدقات می اندازیم که نیاز نداریم همه ببینند . یعنی یکی از چیزهایی که ما در صدقات دوست داریم اتفاق بیفتد این است که همه بفهمند . آیا الان شما در بانک پس انداز می کنید فردا در تلویزیون اعلام می کنید که همه بفهمند . نه چون کافی است که شما و بانک بدانید و هر موقع هم که خواستید می توانید از آن برداشت کنید . می فرماید اگر این را فهمیدید که پیش خدا ذخیره کرده اید و او برای شما حفظ می کند و نیازی به شاهد ندارد آنوقت در آن زمان هایی که مخفیانه این کار را کرده اید بیشتر به آن امیدوار هستید تا موقعی که علنی کرده اید و همه فهمیده اند . شاید به این خاطر که وقتی شما علنی کردید یک سری سارق به سراغ شما می آیند یعنی وقتی که بفهمند وضع مالی شما خوب است دیگر درامان نیستید . همه به دنبال شما هستند چه دوستان و چه افراد دزد که اگر بفهمند به سراغ شما می آیند . مگر یک انگیزه ی دیگری وجود داشته باشد . مثلاً شما انگیزه ی تربیتی دارید می خواهید به فرزند خود چیزی را یاد بدهید . امیر المومنین (ع) فرمود من این را که به شما می گویم خودم نیز عمل می کنم . که مردم فکرنکنند ما فقط حرف می زنیم و به دیگران دستور می دهیم . دانش آموز ، دانشجو و فرزند ما تشویق می شود که به این امام و پیشوا می توان اقتدا کرد چون اهل عمل است . در غیر این صورت نیازی نیست بیان کنید . بعداً حضرت می فرماید همیشه بین تو و خدای تو یک حالت رمز آلودی باید در خصوص این صدقات باشد . ضمناً مواظب باشید منت هم نگذارید . دو خطر صدقه را تهدید می کند : یک خطر اعلام و اظهار که همه بفهمند و خطر دوم خطر منت بر کسی است که این صدقه را داده ایم . این هم آفت و عوارض منفی آن است . نباید منت بگذارید شما آن را به خدا داده اید و خدا نیز برای خود شما ذخیره کرده و منت هم ندارد . حتی آن جمله ای که در قرآن است که شما ازآنچه دوست دارید صدقه بدهید این جمله را حضرت نفرموده است چون این جمله مربوط به ما نیست . این جمله مربوط به حضرت زهرا (س)، امام سجاد(ع) و امام مجتبی (ع) است که می گویند دوبار همه ی زندگی خود را در راه خدا داد . اگر نگوییم کل ، نصف آن چیزی را که داشت از زمین و اسب و پول و غیره به فقرا داد . اما ما اینطور نیستیم مثلاً بگویند اگر شما سه عبا دارید یکی و نصفی از آن را به ما بدهید . ما خواهیم گفت وقتی کهنه شد به شما می دهیم .
ما در روایات داریم که هر کار خوبی که یک نوع از خود گذشتگی در آن باشد صدقه است . مثلاً من در خیابان می روم چیزی سر راه افتاده است اگر بتوانم آن را کنار بزنم صدقه است . البته دیده اید که برخی از ماشین ها پنچر می شوند و دو سنگ یا چوب بر سر راه می گذارند بعد هم فراموش می کنند که آنها را بردارند . اگر بعداً در جایی بلایی به سر آنها آمد می گویند خدایا این بلا از کجا به سر ما آمد ؟ این همان بلایی است که تو سر راه مردم ایجاد کردی. آقایان مسئولین کارگران شهرداری چاله را می کنند و همانطور آن را پر نشده رها می کنند و می روند . اگر ماشین در حال عبور باشد یک دفعه به داخل آن می افتد . بعد این کارگر نمی فهمد که از کجا بلا به سر او آمده است . این از همان چاله ای است که کنده اید، نه علامتی بالای آن گذاشته اید و نه آن را پر کرده اید . می توانید یک ساعت بیشتر کار کنید و آن را پر کنید تا ماشینی داخل آن نیفتد . این همان صدقه است . چون وظیفه ی شما نبود که یک ساعت دیگر بمانید اما بخاطر اینکه یک مسلمانی در این چاله نیفتد آن را پر کرده اید . مثلاً اگر شما درحال ساخت خانه ای هستید و آجر می خواهید خالی کنید یک مقدار از آن را نزدیک بریزید و یک مقدار را نیز آن طرف تر بریزید که مزاحمتی برای مردم ایجاد نشود . الان شما اثاث کشی کرده اید و شب شده لازم نیست دیگر کاری انجام دهید و این اثاث را اینطرف و آن طرف بکشید چون مردم خوابیده اند . هر شب ممکن است هر همسایه ای به یک دلیل ایجاد سر و صدا کند که بقیه در اذیت و آزار باشند . اگر ما مسلمان باشیم و گوش به حرف ائمه بدهیم می گوییم نه امشب عزیز ما از دست رفته است چرا بلند گو بگذاریم که همه ی همسایه ها ناراحت و عصبانی بشوند . من امشب اثاث کشی کرده ام ، عروسی دارم ، عزا دارم و … چه دلیلی دارد که همه ی همسایه ها را ناراحت کنم . مثلاً کسی حق ندارد در جای عمومی روضه بگیرد مگر اینکه نزد همه ی همسایه ها برود و بگوید ما امشب برای امام حسین روضه گرفته ایم و این بلند گو یک مقدار سر و صدا دارد آیا شما اجازه می دهید ؟ اگر یک همسایه بگوید من راضی نیستم حق ندارد که بلند گوی روضه را بیرون بگذارد . دین این مسئله را به ما می گوید مگر اینکه کسی بخواهد یک دینی را سرخود بسازد . اگر ازبیرون به خانه می آییم با آنکه ممکن است هزار مشکل اتفاق افتاده باشد اما با همسر و فرزند خود خوش اخلاقی کنیم این صدقه است . خانم ها باید توجه کنند که خیلی اوقات یک لبخند و مهربانی کردن برای آقایان مشکل است چون گرفتاری های زیادی بیرون از خانه داشته اند . شما می توانید به همسر و فرزند خود صدقه بدهید شب که به خانه می آیید با آنکه خسته هستید وهزار مشکل دارید بازهم با آنها مهربان باشید . هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی کین کیمیای هستی قارون کند گدا را . اگر خانم شوهر خود را دوست ندارد اما باز هم خود را نثار او کند و یک مقدار بیشتر در خوردو خوراک و شستشوی خانه و در برآورده کردن نیازهای او تلاش کند یک صدقه ی بزرگ است .
سوال – آیا اگر ما به متکدیان خیابانی کمک کنید صدقه است ؟
پاسخ – اولاً صدقه لازم نیست که حتماً به نیازمند داده شود . یعنی در اسلام لازم نیست که حتما ً من صدقه را به نیاز مند بدهم بلکه به هرکسی می توان داد .مثلاً من یک شخصی را دوست دارم و به او یک مقدار پول هدیه می دهم مانند این عیدی که به افراد داده می شود . یک بخش از صدقه این است که حتماً لازم نیست به فقیر داده شود مگر صدقات خاص . مثلاً زکات فطره جزو صدقات است . زکاتی که به کشاورزان و دامداران و کسانی که طلا و نقره دارند تعلق می گیرد مشخص شده که باید به چه کسانی داده شود . اما صدقات عمومی اینطور نیست مثلاً شما پدر خود را دوست دارید و نیاز هم ندارد اما هر بار که به دیدن او می روید یک چیزی به او هدیه بدهید . البته بهتر است که این صدقه است به نیازمند داده شود تا گرهی از زندگی او باز شود . البته نیازمندان طبقه بندی شده اند . در حدیثی نقل شده که یک نفر نزد پیامبر (ص) آمد و گفت من پول دارم . حضرت فرمود نیازمندی های خود را برطرف کن . بعد گفت یک دینار دیگری هم بدست آورده ام حضرت فرمود: آن را به همسر خود بده . گفت یک پول دیگری هم بدست آورده ام . فرمود: اگر بچه داری برای آنها هزینه کن . گفت اگر یک پول دیگری به دست آوردم چطور ؟ حضرت فرمود : به آن کسی که به تو خدمتی می کند بده . این خادم دایره ی وسیعی دارد . مثلاً امروز شهرداری را شامل می شود چون خادم مردم هستند ، خیابان کشی می کنند ، پارک درست می کنند و … یعنی یک بخشی از مالیات ها می تواند حکم صدقه داشته باشد .باید با این نگاه به مالیات بنگریم که چون این افراد به مردم خدمت می کنند پس ما به آنها صدقه می دهیم . آیا این جاده کشی هایی که در تهران در این سال های اخیر شده اگر نمی شد آیا می توانستیم حرکت کنیم؟ یا این پارک ها که در شمال و جنوب شهر ایجاد شده فضارا تلطیف کرده و بچه ها می توانند در آن بازی کنند و یا افراد از فضای آن استفاده کنند . خیلی اوقات آبدارچی و نگهبان اداره نیازمند بوده و آبرودار هم هستند بنابراین لازم نیست به فردی صدقه بدهیم که در خیابان ایستاده و تکدی گری می کند . یک پزشک صبح که وارد بیمارستان می شود به همان نگهبانی که کنار در ایستاده یک مبلغی را کمک کند . خیلی از افراد در اطرافیان خود کسانی را می شناسند که نیازمند هستند . الان خیلی از مردم در خانه ی خود یک خدمتکار برای تمیز کردن خانه و یا پذیرایی از میهمان دارند خوب است که به او کمک کنند . یا به یک رستوران می روند آن کسی که در آنجا کار می کند و خدمتکار است با اینکه شما پول غذای خود را داده اید یک انعام هم به او بدهید . اگر بنزین می زنید یک مبلغی را هم به کارگر پمپ بنزین صدقه بدهید . باز هم آن فرد گفت اگر یک پول دیگری هم رسید چه کنیم ؟ حضرت فرمود : آن را دیگر خود تو می دانی هر طور دوست داشتی خرج کن . در روایت داریم که کسی که اطرافیان ، همسر و خانواده ی او به او نیاز دارند حق ندارد صدقه را به شخص دیگری بدهد . اگر برادر و خواهر من نیاز دارند حق ندارم به دیگران کمک کنم . یعنی واقعاً خیلی آدم های کمی هستند که فرد نیازمندی را در کنار خود نداشته باشند. و در اکثر فامیل ها نیز یک نفر وجود دارد که فرد ثروتمندی است . بنابراین این فردی که وضع مالی خوبی دارد چرا به اطرافیان خود در فامیل کمک نمی کند . البته برعکس آن نیز وجود دارد یعنی یک افراد پولداری هستند که هیچ فامیل نزدیکی ندارند . یک بار یک خانمی به من مراجعه کرد و گفت من یک ملک و املاکی دارم و هیچ کس را هم در اطراف خود ندارم . فقط یک خواهر دارم که او نیز در آمریکا است و وضع مالی خوبی دارد . دوست ندارم این اموال بعد از مرگ من به خواهرم برسد چون او هم وضع مالی خوبی دارد . ازمن مشورت می خواست که همین الان چگونه می تواند با این پول به فردی یا موسسه ای کمک کند . اما اینکه ما یک فامیل هایی داشته باشیم که همه فقیر و مستحق باشند خیلی کم است . نکته ی بعدی این است که ما به بچه های خود بیاموزیم که صدقه بدهند. مثلاً اگر می خواهیم پولی به او بدهیم مقداری بیشتر بدهیم و به او بگوییم که از آن صدقه بده . یک حکایتی از صاحب ابن عباد که فردی دانشمند و وزیر بود نقل شده است . ایشان می گفت از بچگی وقتی مادرمن به من دو درهم می داد می گفت یک درهم آن را صدقه بده که بلا از تو دور شود . من با این روش عادت کردم تا زمانی که بزرگ شده و وزیر شدم باز هم این کار را می کردم . یعنی یک پولی به خادم خود می دادم که صدقه بدهد . یک روز متوجه شدم صدقه ای را که دیروز به خادم خود داده ام ،صدقه نداده و زیر بالش او باقی مانده است . با خود گفتم ای وای مثل اینکه عجل من رسیده است . یعنی ما این پول را ندادیم پس خدا خواسته که امروز یک بلایی بر سر ما نازل شود . خادم را خواستم و کلی او را توبیخ کردم و به او گفتم که این رختخواب من را که خیلی هم گران قیمت است به خیابان ببرد و به اولین نیازمندی که دید بدهد، به جریمه ی آن صدقه ای که دیروز نداده ام . خادم رختخواب را جمع کرد به سر کوچه آورد در آنجا یک نابینایی را دید که یک خانمی دست او را گرفته و همراه می آورد . گفت آقا اینها را صاحب ابن عباد داده به شما بدهم . چون نمی توانست ببیند پرسید اینها چیست ؟ خادم گفت : رختخواب دیبا . تا این را گفت آن فرد بی هوش شد . او را به هوش آوردند و پرسیدند چه شد ؟ گفت من آدم گدایی نیستم و فرد محترمی بودم اما روزگار مشکلاتی را پیش آورد و کار من امروز به اینجا رسید . دختر من چند وقتی است که عروس شده است و گفته که چون ما آدم آبرومندی بودیم حتماً رختخواب من باید دیبا باشد . من هم چون امکان تهیه ی آن را نداشتم به خیابان آمدم و راه می رفتم و وقتی شما گفتید این رختخواب دیبا است من از لطف و عنایت خدا بیهوش شدم . در اینجا صاحب ابن عباد گفت تمام جهیزیه ی این دختر را از بهترین وسایل تهیه کنید و یک دست رختخواب کامل دیبا هم به او بدهید . و داماد را نیز بیاورید که اگر کار درستی ندارد ما یک کار به ایشان بدهیم . اینها همه به جریمه ی آن صدقه ای است که نداده ایم .
سوال – درخصوص سوره ی نحل آیات ۱۱۹ تا ۱۲۸ توضیح بفرمایید.
پاسخ – در آخرین آیه ی این سوره ی مبارکه آمده که خدا با انسان های با تقوی است و کسانی که اهل احسان باشند . می خواهد بگوید که خداوند یک موجود قدرتمند است و همه ی اختیارات دست او است . هم پول و قدرت دارد ، هم علم او زیاد است و هم قادر به انجام هر کاری است . ما انسان ها همیشه به دنبال این هستیم که یا خودمان قدرتمند شویم و یا به یک موجود قدرتمند تکیه کنیم . خدا می گوید اگر شما با تقوی باشید من تکیه گاه شما هستم . شما مگر نمی خواهید به یک قدرتی تکیه کنید که هرجا مشکل پیدا کردید با یک تلفن مشکل شما حل شود ؟ خدا می گوید من من برای شما کافی هستم . فقط شرط آن این است که با تقوی باشید در این صورت اگر جایی ماندید من با شما هستم . و شرط آن این است که محسن باشید . محسن به این معنا که کار را نیکو انجام دهید . ما یک نیکو کاری داریم و یک کار نیکو داریم . کار نیکو خیلی مهم نیست اما نیکو کار بودن مهم است . مثلاً شما می خواهید برای همسر خود یک هدیه بخرید یک وقت آن هدیه را به تنهایی به دست او می دهید و اما یک وقتی آن را نیکو می کنید. داخل یک جعبه ی مخملی می گذارید ، نوار دور آن می پیچید و با لبخند به او تقدیم می کنید . این یعنی کار را نیکو انجام دادن . یک بار شخصی پشت صندوق فروشگاه ایستاده بود ، یک خانمی جلو تر از ایشان در حال حساب کالای خود بود . دید که مبلغ آن صد هزار تومان است . وقتی کیف خود را باز کرد بیش تر از هشتاد هزار تومان نداشت. آقایی که پشت سر او ایستاده بود بدون اینکه آن خانم متوجه شود به صندوقدار اشاره کرد که من حساب می کنم . صندوقدار متوجه شد و گفت خانم اجازه دهید من دوباره حساب کنم و بعد به خانم گفت همان هشتاد هزار تومان شده است . این آقا می توانست به آن خانم بگوید شما بروید من حساب می کنم . در این صورت آن خانم ناراحت می شد حتی اگر نیازمند هم نبود . این کار خیلی زیبا بود که نگذاشت آن خانم متوجه شود این یعنی محسن . مثلاً اگر در رستورانی بودیم و بدون اینکه طرف متوجه شود غذای او را حساب کردیم خوب است . این چنین افرادی مجال تشکر هم نمی دهند چون برای کسی این کار را کرده اند که می داند و تشکر می کند .
در روایات آمده که با صدقه دفع بلا می شود . یا اینکه با صدقه روزی را پایین بکشید . خیلی اوقات پیش می آید که فردی نزد من می آید و گله و شکایت می کند و یا مشاوره می کند که پسر من عاشق دختری شده است که هفت سال از او بزرگ تر است . هرکاری هم می کنیم از دل او بیرون نمی رود . من به ایشان می گویم که صدقه بدهید . می گوید من هر روز صدقه می دهم . من به او می گویم آن صدقه ی پانصد تا هزارتومانی را که هر روز در صندوق صدقات می اندازید نمی گویم . آن صدقه فقط در حدی است که اگر در خیابان می روید پای شما به سنگ برخورد نکند . اگر یک بلایی در حال نازل شدن است که من حاضر هستم ده میلیون هزینه کنم تا این بلا دفع شود . صدقه ی ده میلیون یک یا دو میلیون است . گاهی بلاها حجم زیادی دارد . مانند همان مسئله ای که صاحب ابن عباد گفت مثل اینکه مرگ در حال نزدیک شدن است . بنابراین هر کسی می داند آن گرهی که به کار او افتاده چقدر برای او هزینه دارد . اگر خواست برای دفع آن بلا صدقه بدهد باید تناسب داشته باشد . دیده شده که بعضی از افراد این کار را کرده اند و گره باز شده است . نکته ی دوم این است که افراد فکر می کنند باید از زیادی مال و یا زندگی خود صدقه بدهند . امروزه روز به روز زندگی ها در حال گسترش است . مثلاً تا دیروز ماشین ما پژو بوده ولی الان چون مشکلاتی دارد و وضع مالی ما خوب است پژو را می فروشیم و یک ماشین بالاتر می خریم . یعنی مدام وسایل جدید تر می خریم و بعد هم می گوییم که شخصیت ما نیاز به این کار دارد . این کار با صدقه و دستور آن منافات دارد . مثلاً وسیله ی او یا ماشین او خوب است و لازم نیست که حتماً امسال عوض شود . خدا می گوید که صدقه را باید از آن چیزی که مال تو است و روزی تو است بدهی . مثلاً الان زندگی من تأمین است و هیچ مشکلی هم ندارم یک پول اضافه ای را نیز در بانک برای روز مبادا بگذارم . ممکن است آن روز مبادا هیچگاه نرسد و دو روز بعد مرگ من فرا برسد . مثلاً الان دو روز است که آیت اله صدوقی از دنیا رفته اند . خیلی از افراد متأثر شدند و هیچ کس باور نمی کرد . یک بیماری در مدت یک هفته ایشان را از پا انداخت . بنابراین مگر من می دانم آن پولی را که در بانک گذاشته ام چه زمانی و چگونه به درد من خواهد خورد. بهتر این است که یک مقدار از آن را صدقه بدهیم . الان خیلی آدم های نیازمندی هستند که به شدت برای نان شب خود محتاج هستند . یک هفته پیش ما به کارخانه ی هواپیما سازی اصفهان دعوت شده بودیم . من با جوانانی که در آنجا مشغول کار فنی بودند یعنی مهندس الکترونیک بودند صحبت کردم و گفتم که حتماً شما ازدواج کرده اید . گفتند ما مجرد هستیم . گفتم این همه جوان خوب که کارهم دارند پس چرا ازدواج نمی کنید . گفتند شما فکر می کنید حقوق ما چقدر است ؟ گفتم حتماً بالای دو یا سه میلیون درآمد دارید. گفتند حقوق ما با اضافه کار و حق تخصص به پانصد هزار تومان نمی رسد. من خیلی ناراحت شدم . ما فقط باید ماهی سیصد هزارتومان اجاره خانه بدهیم . با دویست هزار تومان چطور می توانیم زندگی یک فرد دیگر را هم اداره کنیم ؟ البته ما نیاز داریم و با سختی در این فضای آلوده پاک دامنی خود را حفظ می کنیم. بنابراین یک همت جمعی لازم است . الان در کشور ما همینطور مجموعه ی خیریه در حال اضافه شدن است . همینطور کمیته ی امداد حضرت امام در حال گسترش است یعنی فقر در حال بیشتر شدن است . آمار سرقتی که الان داده می شود بخشی از آن مربوط به فقر است . بخشی از آن هم مربوط به افراد جانی است که کار آنها سرقت است ولی همه ی افراد که اینطور نیست . یکی از دوستان مسئول و با اطلاع به من می گفت یک دزد به خانه ی فردی آمده و فقط به سر یخچال او رفته و مواد آن را خالی کرده بود . یک کاغذ نیز گذاشته بود که زن و فرزندان من یک ماه است میوه و گوشت نخورده اند . انسان ناراحت می شود . یک عده ای الان فقط گلیم خود را بیرون می کشند وقتی به آنها می گوییم صدقه بدهید . می گویند ما چه چیزی داریم که صدقه بدهیم . این حرف اشتباه است هرچقدر می توانید باید صدقه بدهید. قرآن می فرماید : آدم متدین در اموال خود برنامه ریزی می کند که یک بخشی از آن مربوط به افراد بدتر از خود او است . مثلاً من مستأجر هستم و یک ماشین نیز به طور قسطی خریده ام بعد می گویم من چه چیزی دارم که صدقه بدهم . این حرف درست نیست باید بگویم که من می دانم که خیلی از افراد بدتر از من هستند بنابراین یک بخشی از مال خود را به آنها می دهم . آن وقت خدا برای من یک وسعت و گشایشی حاصل خواهد کرد . اما بعضی افراد با اینکه وضع مالی آنها خوب است دست در جیب نکرده و به کسی کمک نمی کنند . بنابراین کسی نباید بگوید که من چه چیزی دارم من خودم صدقه خور هستم وزندگی خود را تأمین کنم هنر کرده ام . استاد من جناب آیت اله محمدی در بابل نقل می کرد وقتی که نجف درس می خواندیم گاهی از شدت فقر پول خریدن یخ نداشتیم . که بتوانیم آب چهل درجه ی گرم نجف را خنک کنیم و خود و خانواده ی خود بخوریم . حتی برای خرج زندگی خود هیچ چیزی در منزل نداشتیم. یک روز قرار بود میهمان بیاید خانم گفت برو و چیزی تهیه کن . به پول امروز هزار تومان پول در جیب خود داشتم برای خرید به خارج از خانه رفتم . در کنار حرم امیرالمومنین یک سائلی نشسته بود من آن هزار تومان را به او دادم و گفتم که یا امیرالمومنین دیگر هیچ پولی ندارم . چند قدم که جلوتررفتم یک نفر ظاهر شد و مقدار زیادی پول به من داد بدون اینکه من چیزی گفته باشم . و فهمیدم که این عطای امیرالمومنین است و آبروی خود را با آن حفظ کردم.
منبع : برنامه سمت خدا
۱۳/۴/۹۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =