تفسیر قرآن مجید ،سوره بقره ، آیه ۱۹۵ ( نوشتاری ) مفسر : آیت الله علامه طباطبایى

تفسیر قرآن مجید ،سوره بقره ، آیه ۱۹۵ (نوشتاری ) مفسر : آیت الله مکارم شیرازى
15 ژانویه 2017
انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله ( نوشتاری ) استاد محمد شجاعی
3 فوریه 2017

تفسیر قرآن مجید ،سوره بقره ، آیه ۱۹۵ ( نوشتاری ) مفسر : آیت الله علامه طباطبایى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الُْمحْسِنِینَ *
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
و در راه خدا، انفاق کنید؛ و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید؛ و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست می‏دارد.
تفسیر المیزان :
و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه… در این آیه دستور می‏دهد برای اقامه جنگ در راه خدا مال خود را انفاق کنند، و پاسخ از اینکه چرا انفاق را مقید کرد به قید (در راه خدا) همان پاسخی است که اول آیات در تقیید قتال به قید (در راه خدا) گفتیم، و حرف (با) در جمله: (بایدیکم) زیادی است، که تنها خاصیت تاکید را دارد.
و معنا چنین می‏شود: دست خود به تهلکه نیفکنید و این تعبیر کنایه است از اینکه مسلمان نباید نیرو و استطاعت خود را هدر دهند، چون کلمه دست به معنای مظهر قدرت و قوت است، بعضی هم گفته‏اند: حرف با، زائد نیست، بلکه با سببیت است، و مفعول لا تلقوا حذف شده، معنایش (لا تلقوا انفسکم بایدی انفسکم الی التهلکه، یعنی خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید) می‏باشد و تهلکه به معنای هلاکت است، و هلاکت به معنای آن مسیری است که انسان نمی‏تواند بفهمد کجا است، و آن مسیری که نداند به کجا منتهی می‏شود، و کلمه تهلکه بر وزن تفعله بضمه عین است، و در لغت عرب هیچ مصدر دیگری به این وزن وجود ندارد.
آیه شریفه مطلق است، و در نتیجه نهی در آن نهی از تمامی رفتارهای افراطی و تفریطی است، که یکی از مصادیق آن بخل ورزیدن و امساک از انفاق مال در هنگام جنگ است، که این بخل ورزیدن باعث بطلان نیرو و از بین رفتن قدرت است که باعث غلبه دشمن بر آنان می‏شود، همچنانکه اسراف در انفاق و از بین بردن همه اموال باعث فقر و مسکنت و در نتیجه انحطاط حیات و بطلان مروت می‏شود.
سپس خدای سبحان آیه را با مساله احسان ختم نموده، می‏فرماید: و احسنوا ان الله یحب المحسنین…، و منظور از احسان خودداری و امتناع ورزیدن از قتال، و یا رأفت و مهربانی کردن با دشمنان دین و امثال این معانی نیست، بلکه منظور از احسان این است که هر عملی که انجام می‏دهند خوب انجام دهند، اگر قتال می‏کنند به بهترین وجه قتال کنند، و اگر دست از جنگ برمی‏دارند، باز به بهترین وجه دست بردارند، و اگر به شدت یورش می‏برند و یا سخت‏گیری می‏کنند، باز به بهترین وجهش باشد و اگر عفو می‏کنند به بهترین وجهش باشد.
پس کسی توهم نکند که احسان به ظالم آن است که دست از او بردارند تا هر چه می‏خواهد بکند، بلکه دفع کردن ظالم خود احسانی است بر انسانیت، زیرا حق مشروع انسانیت را از او گرفته‏اند، و از دین دفاع کرده‏اند که خود مصلح امور انسانیت است، همچنانکه خودداری از تجاوز به دیگران در هنگام استیفای حق مشروع، و نیز از احقاق حق به طریقه غیر صحیح خود احسانی دیگر است، و اصولا غرض نهائی از همه مبارزات و جنگها و سایر واجبات دین، محبت خداست، که بر هر متدین به دین، واجب است آن محبت را از ناحیه پروردگارش به وسیله پیروی و متابعت از رسولخدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم‏) جلب کند، همچنانکه فرمود: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله.
آیات مورد بحث که راجع به قتال است با نهی از اعتدا و تجاوز شروع شده و با امر به احسان و اینکه خدا محسنین را دوست می‏دارد ختم گردیده، و در این نکته حلاوتی است که بر هیچ کس پوشیده نیست.
بحث روایتی
در کافی از امام صادق (علیه‏السلام‏) روایت آورده که در ذیل آیه: (و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه) فرموده: اگر مردی آنچه دارد همه را در راه خدا انفاق کند کار خوبی انجام نداده، و نمی‏توان گفت: مردی موفق است، مگر نشنیده که خدای تعالی می‏فرماید: (لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه، و احسنوا ان الله یحب المحسنین، خود را به دست خود در هلاکت نیفکنید، و احسان کنید که خدا نیکوکاران را دوست می‏دارد) آنگاه فرمود: یعنی اهل اقتصاد و میانه‏روی را دوست می‏دارد.
شیخ صدوق هم از ثابت بن انس روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم‏) فرمود: اطاعت سلطان واجب است، و هر کس اطاعت سلطان را ترک کند، اطاعت خدا را ترک کرده، و در نهی او داخل شده است که فرمود: و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه
و در الدر المنثور به چند طریق از اسلم ابی عمران روایت کرده که گفت: در قسطنطنیه می‏جنگیدیم، فرمانده نیروی مصر عقبه بن عامر، و فرمانده نیروی شام فضاله بن عبید بود (روزی) لشکر عظیمی از روم در برابر ما صف‏آرائی کرد، ما نیز در برابر آنها صف‏آرائی کردیم، مردی از مسلمانان بر صف روم حمله کرد بطوریکه داخل در صف ایشان شد، مردم صدایشان به گفتن سبحان الله و اینکه چرا این مرد خود را به تهلکه افکند بلند شد، ابو ایوب صحابی رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم‏) برخاست و فریاد زد هان ای مردم: چرا شما این آیه را تاویل می‏کنید، و مساله جهاد در راه خدا را از مصادیق آن می‏شمارید؟ این آیه در باره ما انصار نازل شد، که وقتی خدا دین خود را غلبه و عزت داد، و یاوران آن بسیار شدند، بعضی از ما پنهانی از رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم‏) به بعضی دیگر گفتند: فعلا که خدا دین خود را عزت داد، و یاری کرد ما به سر وقت اموالمان برویم، که بی‏صاحب مانده است، و چرا نباید این کار را بکنیم و به اصلاح آنچه از اموال که فاسد شده بپردازیم؟ اینجا بود که خدای تعالی در رد گفتار ما این آیه را نازل کرد: و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه پس (بر خلاف آنچه شما پنداشته‏اید) تهلکه جهاد در راه خدا نیست، بلکه عبارت است از ترک جهاد و پرداختن به اصلاح اموال.
مؤلف: همین اختلاف روایات در معنای آیه مؤید گفتار ما است که آیه شریفه مطلق است و هر دو طرف افراط و تفریط در انفاق را شامل می‏شود، بلکه تنها مختص به انفاق نیست، افراط و تفریط در غیر انفاق را هم شامل می‏گردد.
منبع : ترجمه تفسیر المیزان حضرت آیت الله علامه طباطبایى (رحمه الله)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − سه =