تفسیر سوره قصص ، آیه ۵۴ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر سوره فرقان ، آیه ۶۷ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
3 شهریور 1397
تفسیر سوره سجده ، آیه ۱۶ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
28 شهریور 1397

تفسیر  سوره قصص ، آیه ۵۴

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ *

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

آنها ( کسانی که قبلا کتاب آسمانی به آنان داده‏ ایم ) کسانی هستند که بخاطر شکیباییشان، اجر و پاداششان را دو بار دریافت می‏دارند؛ و بوسیله ی نیکیها بدیها را دفع می‏کنند؛ و از آنچه به آنان روزی داده‏ایم انفاق می‏نمایند؛ 

تفسیر نمونه :

شأن نزول:

در مورد شأن نزول آیات فوق مفسران و راویان خبر، روایات گوناگونی نقل کرده‏اند که قدر مشترک همه آنها یک چیز است و آن ایمان آوردن گروهی از علمای یهود و نصاری و افراد پاکدل به آیات قرآن و پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم است.

از «سعید بن جبیر» نقل شده که این آیات درباره‏ی هفتاد نفر از کشیشهای مسیحی نازل شده است که «نجاشی» آنها را برای تحقیق از «حبشه» به «مکه» فرستاد، هنگامی که پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم سوره‏ ی یس را برای آنها تلاوت کرد اشک شوق ریختند و اسلام آوردند.

بعضی دیگر گفته‏اند این آیات درباره‏ی جمعی از نصارای نجران (شهری است در شمال یمن) نازل شده که نزد پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم آمدند و آیات قرآن را شنیدند و ایمان آوردند.

بعضی دیگر آن را در مورد «نجاشی» و یارانش می‏دانند.

و بعضی نزول آنرا درباره «سلمان فارسی» و جمعی از علمای یهود، مانند «عبداللَّه بن سلام» و «تمیم الداری» و «جارود عبدی» دانسته‏ اند.

و بالاخره بعضی نیز آن را اشاره به چهل نفر از علما و روشن ضمیران مسیحی می‏دانند که سی و دو نفرشان از حبشه با جعفر بن ابی‏طالب به مدینه آمدند و هشت نفر از شام که در میان آنها «بحیرا» راهب معروف شامی بود.

البته روایات سه‏گانه نخست متناسب با نزول این آیات در مکه است، و گفتار کسانی را که معتقدند تمام این سوره مکی است تأیید می‏کند، ولی روایت چهارم و پنجم دلیل بر این است که این چند آیه استثناء در مدینه نازل شده و گواهی است بر قول کسانی که آنها را «مدنی» می‏دانند.

به هر حال این آیات شاهد گویائی است بر اینکه گروهی از دانشمندان اهل کتاب با شنیدن آیات قرآن، اسلام را پذیرا شدند، زیرا ممکن نبود پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم چنین چیزی را بگوید در حالی که کسی از اهل کتاب به او ایمان نیاورده باشد چرا که مشرکان فوراً به نفی و انکار برمی‏خاستند و جار و جنجال به راه می‏انداختند.

سپس قرآن به پاداش عظیم این گروه تقلیدشکن و حق‏ طلب پرداخته چنین می‏گوید: «آنها کسانی هستند که اجر و پاداششان را به خاطر صبر و شکیبائیشان دوبار دریافت می‏دارند»! (اولئک یؤتون اجرهم مرتین بما صبروا).

یکبار به خاطر ایمانشان به کتاب آسمانی خودشان که به راستی نسبت به آن وفادار و پایبند بودند، و یکبار هم به خاطر ایمان آوردن به پیامبر اسلام، پیامبر  موعودی که کتب پیشین از او خبر داده بود.

این احتمال نیز وجود دارد که دوبار پاداش گرفتن آنها به خاطر آنست که هم به پیامبر اسلام قبل از ظهورش ایمان داشتند و هم بعد از ظهورش ایمان آوردند چنانکه از آیات گذشته این معنی استفاده می‏شود.

و آنها برای انجام وظیفه در هر دو مرحله، صبر و استقامت فراوان به خرج دادند، نه منحرفان یهود و نصاری، عمل آنها را می‏پسندیدند، و نه تقلید از نیاکان و جوّ اجتماعی به آنها اجازه‏ی رها کردن دین سابق می‏داد، اما آنها ایستادند و پا بر سر منافع خویش و هوای نفس گذاردند و پاداش عظیم الهی را دو چندان کسب کردند.

سپس به یک رشته از اعمال صالح آنها که هر یک از دیگری ارزنده‏تر است اشاره می‏کند این اعمال عبارتند از «دفع سیئات بوسیله‏ی حسنات» «انفاق از نعمتهای الهی» و «برخورد بزرگوارانه با جاهلان» که به انضمام «صبر و شکیبائی» که در جمله قبل آمد، چهار صفت ممتاز می‏شود.

نخست می‏گوید: «آنها بوسیله‏ی نیکیها، بدیها را دفع می‏کنند» (و یدرئون بالحسنه السیئه).

با گفتار نیکو، سخنان زشت را، و با معروف، منکر را، و با حلم، جهل جاهلان را، و با محبت عداوت و کینه‏توزی را، و با پیوند دوستی و صله رحم، قطع پیوند را، خلاصه آنها سعی می‏کنند بجای اینکه بدی را با بدی پاسخ گویند با نیکی دفع کنند!

این یک روش بسیار مؤثری است در مبارزه‏ی با مفاسد، مخصوصاً در برابر گروهی از لجوجان و قرآن کراراً روی آن تکیه کرده است (شرح مبسوطی در این زمینه در جلد دهم صفحه ۱۹۰ ذیل آیه ۲۲ رعد و جلد چهاردهم سوره مؤمنون ذیل آیه ۹۶ داده‏ایم).

دیگر اینکه «از آنچه به آنان روزی داده‏ایم انفاق می‏کنند» (و مما رزقناهم ینفقون).

نه تنها از اموال و ثروتشان که از علم و دانش و نیروی فکری و جسمی و وجاهت اجتماعیشان که همه مواهب و روزیهای الهی است در راه نیازمندان می‏بخشند.

نکته:

دلهای آماده‏ی ایمان

در آیات فوق، ترسیم بسیار گویا و زیبائی از قلوبی که بذر ایمان را در خود جای داده و پرورش می‏دهند آمده است.

آنها از قماش افراد بی‏شخصیتی که مخزنی از جهل و تعصب، بدزبانی و بیهوده‏گوئی، بخل و کینه‏توزی هستند نمی‏باشند.

آنها بزرگمردان و پاک‏زنانی هستند که قبل از هر چیز زنجیرهای اسارت تقلید کورکورانه را درهم شکسته‏اند، سپس با دقت به ندای منادی توحید گوش فراداده به محض اینکه دلائل حق را به قدر کافی یافتند، به آن دل می‏بندند.

بدون شک باید غرامت زیادی برای این تقلیدشکنی و جدا شدن از انحراف محیطشان بپردازند، و محرومیتها و ناراحتیهای فراوانی را متحمل شوند، ولی آنها آنقدر صبر و شکیبائی دارند که به خاطر هدف بزرگشان از عهده‏ی این مشکلات بر می‏آیند.

آنها نه کینه‏توزند که هر بدی را با بدتر پاسخ گویند و نه بخیل و خسیسند که مواهب الهی را تنها به خودشان تخصیص دهند.

آنها بزرگوارانی هستند که علاوه بر همه‏ی اینها از دروغ و سرگرمی ناسالم و جر و بحثهای بیهوده و سخنان بی‏معنی و شوخی‏های رکیک و مانند آن برکنارند زبانی پاک و قلبی پاکتر دارند، و هرگز نیروهای فعال و سازنده‏ی خود را با درگیری جاهلان تباه نمی‏کنند، و حتی در بسیاری از موارد سکوت را که بهترین پاسخ این نابخردان است بر سخن گفتن ترجیح می‏دهند.

آنها در فکر اعمال و مسؤلیات خویشند، آنها چون تشنه کامانی که به سراغ چشمه آب می‏روند، تشنه علم و دانش و خواهان حضور در جلسات علماء و دانشمندانند.

آری این بزرگوارانند که می‏توانند رسالت ایمان را در خود پذیرا شوند و اجر خود را نه یکبار که دوبار از پیشگاه خدا دریافت دارند.

اینها سلمانها، بحیراها، نجاشیها و حقجویانی همسنگر و هم خط آنها هستند که در برابر انواع ناملایمات برای رسیدن به سر منزل ایمان مقاومت به خرج می‏دهند.

جالب اینکه در حدیثی از امام صادق علیه‏السلام می‏خوانیم که فرمود: نحن صبراء و شیعتنا اصبر منا و ذلک انا صبرنا علی ما نعلم و صبروا علی ما لا یعلمون: «ما شکیبایانیم و پیروان ما از ما شکیباترند!، چرا که ما از اسرار امور آگاهیم و شکیبائی می‏کنیم (و طبعاً این کار آسانتر است) ولی آنها بی‏آنکه اسرار را بدانند صبر و شکیبائی را از دست نمی‏دهند».

فکر کنید دو نفر جانباز راه خدا قدم به میدان جهاد می‏گذارند یکی از پایان کار با خبر است و می‏داند نتیجه این جهاد پیروزی است، اما دومی با خبر نیست، آیا از یک نظر صبر دومی بیشتر از صبر اولی نمی‏باشد؟

یا فی المثل قرائن نشان می‏دهد که هر دو شربت شهادت می‏نوشند، اما یکی می‏داند که در شهادتش چه اسراری نهفته است و چه موجی در آینده در اعصار و قرون متمادی ایجاد می‏کند و چه الگوئی برای آزادگان می‏شود، اما دیگری از اسرار آینده آگاه نیست بدون شک دومی از این نظر صبر بیشتری به خرج می‏دهد.

در حدیث دیگری در تفسیر علی بن ابراهیم آمده که منظور از «لغو» در آیه فوق «کذب» و «لهو» و «غنا» است، و پرهیزکنندگان امامانند.

پیدا است که هر دو قسمت حدیث از قبیل بیان مصداق روشن است وگرنه لغو مفهوم گسترده‏ای دارد که غیر اینها را نیز شامل می‏شود، و اعراض‏کنندگان از لغو نیز همه مؤمنان راستین هستند، هر چند امامان در صف مقدم جای دارند.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *