تفسیر سوره شوری ، آیه ۳۸ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر سوره یس ، آیه ۴۷ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
30 آذر 1397
تفسیر سوره محمد ، آیه ۳۸ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
9 بهمن 1397

تفسیر سوره شوری ، آیه ۳۸
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ . *
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‌دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند، *
تفسیر نمونه :
و آنها (مؤمنان متوکل) که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده، و نماز را برپا داشته، و کارهایشان به طریق مشورت در میان آنها صورت می‏گیرد، و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم انفاق می‏کنند.
آیه‏ی بعد به سومین تا ششمین اوصاف آنها اشاره کرده، می‏فرماید:
«آنها که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده، و فرمانهای او را از جان و دل پذیرفته‏اند» (و الذین استجابوا لربهم).
«و نماز را برپا داشته‏اند» (و اقاموا الصلاه).
«و کار آنها به طریق شوری و مشورت در میان آنها صورت می‏گیرد» (و امرهم شوری بینهم).
«و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم، در راه خداوند انفاق می‏کنند» (و مما رزقناهم ینفقون).
در آیه‏ی گذشته سخن از پاکسازی وجودشان از گناهان و غلبه بر خشم و غضب بود، اما در آیه‏ی مورد بحث سخن از بازسازی وجودشان در جنبه‏های مختلف است که از همه مهمتر اجابت دعوت پروردگار و تسلیم در برابر فرمان او است مطلبی که همه نیکیها و خوبیها و اطاعت اوامر الهی در آن جمع است، آنها با تمام وجود در برابر فرمانش تسلیمند، و در مقابل اراده‏ی او از خود اراده‏ای ندارند، و باید چنین باشد چرا که بعد از پاکسازی قلب و جان از آثار گناه که موانع راه حقند تسلیم و اجابت قطعی است.
ولی از آنجا که در میان اوامر الهی مسائل بسیار مهمی وجود دارد که بالخصوص باید انگشت روی آن گذاشت چند موضوع مهم را به دنبال آن یادآور می‏شود که مهمترین آنها «نماز» است، نمازی که ستون دین، پیوند خلق و خالق، مربی نفوس، معراج مؤمن و نهی کننده از فحشا و منکر است.
بعد از آن مهمترین مسأله‏ی اجتماعی همان اصل «شوری» است که بدون آن همه کارها ناقص است، یک انسان هر قدر از نظر فکری نیرومند باشد نسبت به مسائل مختلف تنها از یک یا چند بعد می‏نگرد، و لذا ابعاد دیگر بر او مجهول می‏ماند، اما هنگامی که مسائل در شوری مطرح گردد و عقلها و تجارب و دیدگاههای مختلف به کمک هم بشتابند مسائل کاملا پخته و کم عیب و نقص می‏گردد، و از لغزش دورتر است.
لذا در حدیث پر معنائی از پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‏خوانیم: انه ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد: «احدی در کارهای خود مشورت نمی‏کند مگر اینکه به راه راست و مطلوب هدایت می‏شود».
قابل توجه اینکه: تعبیر در اینجا به صورتی است که آن را یک برنامه‏ی مستمر مؤمنان می‏شمرد، نه تنها در یک کار زودگذر و موقت، می‏گوید همه‏ی کارهای آنها در میانشان به صورت شوری است، و جالب اینکه خود پیامبر صلی الله علیه و آله با اینکه عقل کل بود و با مبدء وحی ارتباط داشت در مسائل مختلف اجتماعی و اجرائی، در جنگ و صلح و امور مهم دیگر، به مشورت با یاران می‏نشست، و حتی گاه نظر آنها را ترجیح می‏داد با اینکه مشکلاتی از این ناحیه حاصل می‏شد، تا الگو و اسوه‏ای برای مردم باشد، چرا که برکات مشورت از زیانهای احتمالی آن به مراتب بیشتر است.
درباره‏ی اهمیت «مشورت» و «شرائط شوری» و «اوصاف کسانی که باید مورد مشورت قرار گیرند» و «وظیفه‏ی مشاور» بحثهای مشروحی در ذیل آیه‏ی ۱۵۹ سوره‏ی آل عمران داشتیم (جلد ۳ صفحه‏ی ۱۴۲ به بعد) که نیازی به تکرار آن نمی‏بینیم، اما چند موضوع را باید در اینجا اضافه کنیم:
الف: شوری منحصرا در مورد کارهای اجرائی و شناسائی موضوعات است نه درباره‏ی احکام که تنها باید از مبدء وحی و از کتاب و سنت گرفته شود تعبیر به «امرهم» (کارهایشان) نیز ناظر به همین معنی است چرا که احکام کار مردم نیست کار خدا است.
بنابراین اگر بعضی از مفسران مانند «آلوسی» دامنه‏ی آن را توسعه داده‏اند و احکام را در آنجا که نص خاصی در آن وارد نشده مشمول آن شمرده‏اند بی‏اساس است به خصوص اینکه ما معتقدیم هیچ امری در اسلام نیست مگر اینکه نص عام یا خاصی در مورد آن صادر شده است، و گرنه الیوم اکملت لکم دینکم (مائده- ۳) صحیح نبود (شرح این معنی را باید در کتب اصول فقه در مورد بطلان اجتهاد به معنی قانونگذاری در اسلام مطالعه کرد).
ب: بعضی از مفسران گفته‏اند که شأن نزول جمله‏ی «امرهم شوری بینهم» در مورد انصار است، و این یا به خاطر آن است که آنها حتی قبل از اسلام کارهایشان بر اساس شوری بود، و یا اشاره به آن گروهی از انصار است که قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آوردند، و در «عقبه» با او بیعت کردند، و از حضرتش دعوت به مدینه نمودند (چون این سوره مکی است و آیات فوق نیز ظاهرا در مکه نازل شده).
ولی به هر حال آیه مخصوص شأن نزولش نیست و یک برنامه‏ی عمومی و همگانی را بیان می‏کند.
این سخن را با حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه‏السلام پایان می‏دهیم، آنجا که فرمود: لا ظهیر کالمشاوره و الاستشاره عین الهدایه: «هیچ پشتیبان و تکیه گاهی همچون مشورت نیست و مشورت عین هدایت است».
این نکته نیز قابل توجه است که آخرین توصیفی که در این آیه مطرح شده
تنها انفاق در مسائل مالی را بیان نمی‏کند بلکه انفاق از تمام آنچه خداوند روزی داده است از مال از علم از عقل و هوش و تجربه از نفوذ اجتماعی و خلاصه از همه چیز.
منبع :تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *