تفسیر سوره تغابن ، آیات ۱۵ و ۱۶ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر سوره تغابن ، آیات ۱۵ و ۱۶ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
19 اردیبهشت 1398
تفسیر سوره تغابن ، آیات ۱۵ و ۱۶ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
25 اردیبهشت 1398

تفسیر سوره تغابن ، آیات ۱۵ و ۱۶

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  *

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

اموال و فرزندانتان فقط وسیله ی آزمایش شما هستند؛ و خداست که پاداش عظیم نزد اوست. * پس تا می‏توانید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند.  

تفسیر نمونه :

در این آیه به یک اصل کلى دیگر در مورد اموال و فرزندان اشاره کرده ، مى‏فرماید : اموال و اولاد شما ، وسیله آزمایش شما هستند ( انما اموالکم و اولادکم فتنه).

و اگر در این میدان آزمایش ، از عهده برآئید ، اجر و پاداش عظیم نزد خداوند ( از آن شما ) خواهد بود ( و الله عنده اجر عظیم).

در آیه گذشته تنها سخن از عداوت بعضى از همسران و فرزندان نسبت به انسان بود که او را از راه اطاعتخدا منحرف ساخته ، به گناه ، و گاهى به کفر مى‏کشانند ، ولى در اینجا سخن از همه فرزندان و اموال است که وسیله آزمایش انسانند.

در واقع خداوند براى تربیت انسان ، دائما او را در کوره ‏هاى داغ امتحان قرار مى‏دهد ، و با امور مختلفى او را مى‏آزماید ، اما این دو ( اموال و فرزندان ) از مهمترین وسائل امتحان او را تشکیل مى‏دهند ، چرا که جاذبه اموال از یکسو و عشق و علاقه به فرزندان از سوى دیگر ، چنان کشش نیرومندى در انسان ایجاد مى‏کند که در مواردى که رضاى خدا از رضاى آنها جدا مى‏شود ، انسان سخت در فشار قرار مى‏گیرد.

تعبیر به انما که معمولا براى حصر آورده مى‏شود نشان مى‏دهد که این دو موضوع ، بیش از هر چیز دیگر وسیله امتحان است ، و به همین دلیل در روایتى از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام‏) مى‏خوانیم که فرمود:

لا یقولن احدکم : اللهم انى اعوذ بک من الفتنه لانه لیس احد الا و هو مشتمل على فتنه ، و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن ، فان الله سبحانه یقول : و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه : هیچکس از شما نگوید خداوندا ، من به تو پناه مى‏برم ، از امتحان و آزمایش ، چرا که هر کس داراى وسیله آزمایشى است ( و حداقل مال و فرزندى دارد و اصولا طبیعت زندگى دنیا ، طبیعت آزمایش و بوته امتحان است ) و لکن کسى که مى‏خواهد به خدا پناه برد ، از امتحانات گمراه کننده پناه برد چه اینکه خداوند مى‏گوید : بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمون است .

همین معنى با مختصر تفاوتى در آیه ۲۸ سوره انفال دیده مى‏شود ( آنچه در ذیل کلام امیر مؤمنان على (علیه‏السلام‏) و روایت فوق ذکر شده تعبیرى است که در سوره انفال آمده است ، دقت کنید).

در اینجا بسیارى از مفسران و محدثان نقل کرده‏اند که روزى رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بر فراز منبر مشغول خطبه بود ، حسن و حسین (علیهماالسلام‏) که آن روز دو کودک بودند وارد شدند در حالى که پیراهنهاى سرخى به تن داشتند ، گاه به هنگام راه رفتن لغزش پیدا کرده مى‏افتادند ، همینکه چشم رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به آنها افتاد خطبه خود را قطع کرد و از منبر فرود آمد و آنها را در بغل گرفت ، و بر فراز منبر برد ، و بر دامان خود نشانید و بعد فرمود : خداوند عز و جل درست فرموده است که مى‏گوید : انما اموالکم و اولادکم فتنه من هنگامى که نظر به این دو کودک کردم که راه مى‏روند و مى‏لغزند ، شکیبائى نکردم تا گفتارم را قطع نمودم و آنها را برداشتم ، و بعد از آن به خطبه خود ادامه داد .

باید توجه داشت که فتنه و آزمایش ، گاه آزمون خیر است و گاه آزمون شر ، و در اینجا مى‏تواند آزمون خیر باشد به این معنى که خدا مى‏خواهد پیامبرش را بیازماید که به هنگام اشتغال به خطبه آنهم بر فراز منبر آیا ممکن است از حال این دو فرزند که جگر گوشه‏ هاى زهرا (علیهاالسلام‏) هستند و هر کدام در آینده مقام والائى خواهند داشت غافل گردد ، یا ابهت و شکوه خطبه مانع از ابراز عاطفه و محبت نخواهد گشت ، و گرنه مسلم است که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) از یاد خدا و انجام مسؤلیت سنگین تبلیغ و هدایت به خاطر محبت فرزندان هرگز غافل نمى‏شد .

و به هر حال این عمل پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) هشدارى بود به همه مسلمانان تا موقعیت این دو فرزند على (علیه‏السلام‏) و فاطمه (علیهاالسلام‏) را بشناسند.

لذا در حدیثى که در منابع معروف اهل سنت نقل شده مى‏خوانیم که براء ابن عازب ( صحابى معروف ) مى‏گوید : رأیت الحسن بن على على عاتق النبى صلى الله علیه و آله و هو یقول : اللهم انى احبه فاحبه : حسن بن على را برشانه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) دیدم در حالى که مى‏فرمود : خدایا من او را دوست مى‏دارم تو هم او را دوست بدار.

در روایات دیگر آمده که گاه حسین (علیه‏السلام‏) مى‏آمد و به هنگام سجده بر دوش پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏رفت و حضرت مانع او نمى‏شد ! و اینها همه بیانگر عظمت مقام این دو امام بزرگ است.

بنابراین تا آنجا که در توان دارید تقوای الهی پیشه کنید، و گوش دهید و اطاعت نمائید، و انفاق کنید که برای شما بهتر است، و آنها که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگار و پیروزند.

در این آیه‏ به عنوان نتیجه‏ گیری می‏فرماید، «اکنون که چنین است تقوای الهی پیشه کنید آنقدر که در توان دارید، و فرمانهای او را بشنوید و اطاعت کنید، و در راه او انفاق نمائید که برای شما بهتر است» (فاتقوا اللَّه ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیراً لانفسکم).

نخست دستور به اجتناب از گناهان می‏دهد (چرا که تقوا بیشتر ناظر به پرهیز از گناه است) و سپس دستور به اطاعت فرمان و شنیدنی که مقدمه این اطاعت است و از میان طاعات بخصوص روی مسأله انفاق که از مهمترین آزمایشهای الهی است تکیه می‏کند و سرانجام هم می‏گوید سود تمام اینها عائد خود شما می‏شود.

بعضی از مفسران «خیراً» را به معنی «مال» تفسیر کرده‏اند که وسیله نیل به کارهای مثبت است همانگونه که در آیه وصیت نیز به همین معنی آمده است: کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیراً الوصیه للوالدین والاقربین بالمعروف: «بر شما مقرر شده هنگامی که مرگ یکی از شما فرارسد اگر خیری از خود به یادگار گذاشته وصیت به طور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکان کند» (بقره- ۱۸۰).

جمعی نیز خیر را به معنی گسترده‏ای تفسیر کرده، و آن را قید «انفاق» ندانسته، بلکه به کل آیه مربوط می‏دانند و می‏گویند: منظور این است اطاعت تمام این اوامر به سود شما است، (این تفسیر مناسبتر به نظر می‏رسد).

ذکر این نکته نیز لازم است که دستور به تقوا به مقدار توانائی هیچ منافاتی با آیه‏  ی ۱۰۲ سوره‏ی آل‏عمران ندارد که می‏گوید: اتقوا اللَّه حق تقاته: «آنگونه که حق تقوا و پرهیزکاری است از خدا بپرهیزید» بلکه این

هر دو مکمل یکدیگرند، چرا که در یکجا می‏گوید: «تا آنجا که در توان دارید تقوا پیشه کنید» و در جای دیگر می‏گوید: «حق تقوا را اداء کنید» مسلم است ادا کردن حق تقوا به مقدار قدرت و توانائی انسان است، زیرا تکلیف ما لا یطاق معنی ندارد، هدف این است که انسان آخرین کوشش خود را در این طریق به کار گیرد.

بنابراین کسانی که آیه‏ی مورد بحث را ناسخ آیه سوره‏ی آل‏عمران دانسته ‏اند در اشتباهند.

و در پایان آیه به عنوان تأکیدی بر مسأله انفاق می‏فرماید: و آنها که از بخل و حرص خویش مصون بمانند رستگار و پیروزند» (و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون).

«شحّ» به معنی بخل توأم با حرص است، و می‏دانیم این دو صفت رذیله از بزرگترین موانع رستگاری انسان، و بزرگترین سد راه انفاق و کارهای خیر است، اگر انسان دست به دامن لطف الهی زند و با تمام وجودش از او تقاضا کند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشد و از این دو رذیله نجات یابد سعادت خود را تضمین کرده است.

گرچه در بعضی از روایات از امام صادق علیه‏السلام آمده است: من ادی الزکاه فقد وقی شح نفسه: «کسی که زکات را بپردازد از بخل و حرص رهائی یافته» ولی روشن است که این یکی از مصداقهای زنده ترک بخل و حرص است، نه تمام مفهوم آن.

در حدیث دیگری می‏خوانیم که امام صادق علیه‏السلام از شب تا صبح طواف خانه خدا بجا می‏آورد و پیوسته می‏فرمود: اللهم قی شح نفسی: «خداوندا! مرا از حرص و بخل خودم نگاهدار «یکی از یارانش عرض می‏کند: فدایت شوم، امشب نشنیدم غیر از این دعا، دعای دیگری کنی فرمود: چه چیز از بخل و حرص نفس مهمتر است در حالی که خداوند می‏فرماید: و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − یک =