تفسیر سوره اسراء ،آیه ۲۹ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۷۵، سوره نحل ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
15 تیر 1397
تفسیر سوره اسراء ،آیه ۲۹ ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
29 تیر 1397

تفسیر سوره اسراء ،آیه ۲۹

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً *

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشای، که مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی .

تفسیر نمونه :

و از آنجا که رعایت اعتدال در همه چیز حتی در انفاق و کمک به دیگران، شرط است، در آیه‏ی بعد روی این مسأله تأکید کرده می‏گوید: «دست خود را بر گردن خویش بسته قرار مده» (و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک).

این تعبیر کنایه‏ی لطیفی است از اینکه دست دهنده داشته باش، و همچون بخیلان که گوئی دستهایشان به گردنشان با غل و زنجیر بسته‏اند و قادر به کمک و انفاق نیستند مباش.

از سوئی دیگر «دست خود را فوق‏العاده گشاده مدار، و بذل و بخشش بی‏حساب مکن که سبب شود از کار بمانی، و مورد ملامت این و آن قرار گیری، و از مردم جدا شوی» (و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا).

همانگونه که «بسته بودن دست به گردن» کنایه از بخل، «گشودن دستها به طور کامل» آنچنانکه از جمله «و لا تبسطها کل البسط» استفاده می‏شود کنایه از بذل و بخشش بی‏حساب است.

و «تقعد» که از ماده‏ی «قعود» به معنی نشستن است کنایه از توقف و از کار افتادن می‏باشد.

تعبیر به «ملوم»، اشاره به این است که گاه بذل و بخشش زیاد نه تنها انسان را از فعالیت و ضروریات زندگی بازمی‏دارد بلکه زبان ملامت مردم را بر او می‏گشاید.

«محسور» از ماده‏ی «حسر» (بر وزن قصر) در اصل معنی کنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زیر آن است، به همین جهت «حاسر» به جنگجوئی می‏گویند که زره در تن و کلاه‏خود بر سر نداشته باشد.

به حیواناتی که بر اثر کثرت راه رفتن خسته و وامانده می‏شوند، کلمه‏ی «حسیر» و «حاسر» اطلاق شده است، گوئی تمام گوشت تن آنها یا قدرت و نیرویشان کنار می‏رود و برهنه می‏شوند.

و بعدا این مفهوم توسعه یافته به هر شخص خسته و وامانده که از رسیدن به مقصد عاجز است «محسور» یا «حسیر» و «حاسر» گفته می‏شود.

«حسرت» به معنی غم و اندوه نیز از همین ماده گرفته شده، چرا که این حالت به انسان معمولا در مواقعی دست می‏دهد که نیروی جبران مشکلات و شکستها را از دست داده، گوئی از توانائی و قدرت برهنه شده است.

در مورد مسأله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نیروی انسان جذب آن گردد، طبیعی است که انسان از ادامه‏ی کار و فعالیت و سامان دادن به زندگی خود وامی‏ماند، برهنه از نیروها و سرشار از غم می‏گردد، و طبعا از ارتباط و پیوند با مردم نیز قطع خواهد شد.

در بعضی از روایات که در شأن نزول این آیه نقل شده این مطلب به وضوح دیده می‏شود، در روایتی می‏خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه بود سؤال کننده‏ای بر در خانه آمد چون چیزی برای بخشش آماده نبود، و او تقاضای پیراهن کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهن خود را به او داد، و همین امر سبب شد که نتواند آن روز برای نماز به مسجد برود.

این پیش آمد زبان کفار را باز کرد، گفتند: محمد خواب مانده یا مشغول لهو و سرگرمی است و نمازش را بدست فراموشی سپرده است.

و به این ترتیب این کار هم ملامت و شماتت دشمن، و هم انقطاع از دوست را در پی داشت، و مصداق «ملوم حسور» شد، آیه فوق نازل گردید و به پیامبر صلی الله علیه و آله هشدار داد که این کار تکرار نشود.

در مورد تضادی که این دستور ظاهرا با مسأله «ایثار» دارد و پاسخ آن را در نکات آینده بحث خواهیم کرد.

بعضی نیز نقل کرده‏اند که گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله آنچه را در بیت‏المال داشت به نیازمند می‏داد به گونه‏ای که اگر بعدا نیازمندی به سراغ او می‏آمد، چیزی در بساط نداشت و شرمنده می‏شد، و چه بسا شخص نیازمند، زبان به ملامت می‏گشود و خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله را آزرده می‏ساخت، لذا دستور داده شد که نه همه‏ی آنچه را در بیت‏المال دارد انفاق کند و نه همه را نگاهدارد، تا این گونه مشکلات پیش نیاید.

– آیا میانه‏ روی در انفاق با ایثار تضاد دارد؟!

با در نظر گرفتن آیات فوق که دستور به «رعایت اعتدال در انفاق» می‏دهد این سؤال پیش می‏آید که در سوره «دهر» و آیات دیگر قرآن و همچنین روایات ستایش و مدح ایثارگران را می‏خوانیم که حتی در نهایت سختی از خود می‏گیرند و به دیگران می‏دهند، این دو چگونه با هم سازگار است؟!

دقت در شأن نزول آیات فوق، و همچنین قرائن دیگر، پاسخ این سؤال را روشن می‏سازد و آن اینکه: دستور به رعایت اعتدال در جائی است که بخشش فراوان سبب نابسامانیهای فوق‏ العاده‏ ای در زندگی خود انسان گردد، و به اصطلاح «ملوم و محسور» شود.

و یا ایثار سبب ناراحتی و فشار بر فرزندان او گردد و نظام خانوادگیش را به خطر افکند، و در صورتی که هیچیک از اینها تحقق نیابد مسلما ایثار بهترین راه است. از این گذشته رعایت اعتدال یک حکم عام است و ایثار یک حکم خاص که مربوط به موارد معینی است و این دو حکم با هم تضادی ندارند.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *