تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۷۹ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
13 اسفند 1396
تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
20 اسفند 1396

تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه

لَیْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِینَ لا یَجِدُونَ ما یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى  الُْمحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ *

بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله‏ای برای انفاق (در راه جهاد) ندارند ، ایرادی نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هرگاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند ؛ ( و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست ؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است. *

تفسیر نمونه :

شأن نزول:

در مورد آیه اول چنین نقل شده که یکی از یاران با اخلاص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: ای پیامبر خدا! من پیرمردی نابینا و ناتوانم، حتی کسی که دست مرا بگیرد و به میدان جهاد بیاورد، ندارم، آیا اگر در جهاد شرکت نکنم معذورم ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت کرد، سپس آیه نخست نازل شد و به اینگونه افراد اجازه داد.

از این شأن نزول چنین استفاده می‏شود که حتی نابینایان به خود اجازه نمی‏دادند که بدون اطلاع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شرکت در جهاد سر باز زنند، و به این احتمال که شاید وجودشان با همین حالت برای تشویق مجاهدان و یا حداقل سیاهی لشکر، مفید واقع شود از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کسب تکلیف می‏کردند.

تفسیر:

معذورانی که از عشق جهاد اشک می‏ریختند!

در این آیات برای روشن ساختن وضع همه‏ ی گروهها از نظر معذور بودن یا نبودن در زمینه شرکت در جهاد تقسیم ‏بندی مشخصی شده است، و اشاره به پنج گروه گردیده که چهار گروهشان واقعا معذورند، و یک گروه منافقند و غیرمعذور!

در آیه‏ ی نخست می‏گوید: «کسانی که ضعیف و ناتوان هستند (بر اثر پیری و یا نقص اعضاء همچون فقدان بینائی) همچنین «بیماران» و «آنها که وسیله‏ ی لازم برای شرکت در میدان جهاد در اختیار ندارند» بر آنها ایرادی نیست که در این برنامه‏ ی واجب اسلامی شرکت نکنند» (لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج).

این سه گروه در هر قانونی معافند، و عقل و منطق نیز معاف بودن آنها را امضاء می‏کند، و مسلم است که قوانین اسلامی در هیچ مورد از منطق و عقل جدا نیست.

کلمه‏ ی «حرج» در اصل به معنی مرکز اجتماع چیزی است، و از آنجا که اجتماع و انبوه جمعیت توأم با تنگی و ضیق مکان و کمبود جا است، این کلمه به معنی «ضیق و تنگی» و «ناراحتی» و «مسئولیت و تکلیف» آمده است، و در آیه مورد بحث به معنی اخیر یعنی مسئولیت و تکلیف می‏باشد.

سپس یک شرط مهم برای حکم معافی آنها بیان کرده، می‏گوید «این در صورتی است که آنها از هر گونه خیرخواهی مخلصانه درباره‏ی خدا و پیامبرش دریغ ندارند» (اذا نصحوا لله و رسوله).

یعنی گرچه آنها توانائی گرفتن سلاح بدست و شرکت در میدان نبرد ندارند ولی این توانائی را دارند که با سخن و طرز رفتار خود مجاهدان را تشویق کنند و مبارزان را دلگرم سازند، و روحیه‏ ی آنها را با شمردن ثمرات جهاد تقویت کنند و به عکس تا آنجا که توانائی دارند در تضعیف روحیه‏ ی دشمن و فراهم آوردن مقدمات شکست آنها کوتاهی نورزند، زیرا کلمه‏ ی «نصح» که در اصل به معنی اخلاص است کلمه‏ ی جامعی است که هر گونه خیرخواهی و اقدام مخلصانه را شامل می‏شود، و چون مسأله‏ ی جهاد مطرح است ناظر به کوششها و تلاشهائی است که در این زمینه صورت می‏گیرد.

بعدا برای بیان دلیل این موضوع می‏فرماید: «اینگونه افراد مردان نیکوکاری هستند و برای نیکوکاران هیچ راه ملامت و سرزنش و مجازات و مؤاخذه وجود ندارد (ما علی المحسنین من سبیل).

و در پایان آیه خدا را با دو صفت از اوصاف بزرگش به عنوان دلیل دیگری بر معاف بودن این گروههای سه‏گانه توصیف می‏کند و می‏گوید: «خداوند غفور و رحیم است» (والله غفور رحیم).

«غفور» از ماده‏ی «غفران» به معنی مستور ساختن و پوشیدن است، یعنی خداوند به مقتضای این صفت، پرده بر کار افراد معذور و ناتوان می‏اندازد و عذرشان را می‏پذیرد، و «رحیم» بودن خدا اقتضا می‏کند که تکلیف شاق و مشکل بر کسی ننهد و او را معاف دارد، اگر این گروهها مجبور به حضور در میدان بودند با غفوریت و رحیمیت خداوند سازگار نبود، یعنی خداوند غفور و رحیم حتما آنها را معاف خواهد داشت.

از پاره‏ ای از روایات که مفسران در ذیل آیه نقل کرده‏اند چنین استفاده می‏شود که گروههای معذور نه تنها از تکلیف معافند و از مجازات بر کنار، بلکه به مقدار اشتیاقشان به شرکت در میدان جهاد در پاداشها و افتخارات مجاهدان شریکند، چنانکه در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏خوانیم:

هنگامی که از غزوه ‏ی تبوک بازگشت و به نزدیکی مدینه رسید فرمود: شما در این شهر مردانی را پشت سر گذاشتید که در تمام مسیر با شما بودند!، هر گامی که برداشتید، و هر مالی که در این راه انفاق کردید، و هر سرزمینی را که پیمودید با شما همراهی داشتند!

عرض کردند: ای رسول خدا چگونه با ما بودند با اینکه در مدینه ماندند؟

فرمود: به این دلیل که آنها به خاطر عذر نتوانستند در جهاد شرکت کنند (اما قلبشان با ما بود).

– جمله‏ ی «ما علی المحسنین من سبیل» (راهی برای مؤاخذه نیکوکاران وجود ندارد) در مباحث فقه ی سرچشمه‏ ی قانون وسیعی شده است، و از آن احکام فراوانی استفاده کرده‏اند، مثلا هرگاه امانتی در دست شخص امینی بدون هیچگونه افراط و تفریط تلف شود، چنین شخصی نباید ضامن باشد، و از جمله دلائلی که بر آن اقامه می‏کنند آیه فوق است، زیرا او «محسن» و نیکوکار است و مرتکب عمل خلافی نشده، به همین دلیل اگر او را مسئول و ضامن بدانیم، مفهومش این است که نیکوکاران را نیز می‏توان مؤاخذه کرد.

البته شک نیست که آیه‏ ی فوق در مورد مجاهدان است، ولی می‏دانیم که مورد یک آیه، از عمومیت حکم نمی‏ کاهد، و به تعبیر دیگر مورد هرگز مخصص نیست.

در اینجا به چند نکته باید توجه داشت:

– از این آیات به خوبی روحیه‏ ی قوی و عالی سربازان اسلام روشن می‏شود که چگونه عشق به جهاد و شهادت دلهای آنها را گرم نگاه می‏داشت که این افتخار را بر هر افتخار دیگری مقدم می‏داشتند، و از همین جا یکی از عوامل مهم پیشرفت سریع اسلام در آن روز و عقب‏ ماندگی امروز ما روشن می‏شود.

ما چگونه می‏توانیم انتظار داشته باشیم کسانی که به هنگام معاف شدن از شرکت در جهاد همچون ابر بهاری اشک می‏ریختند با آنها که با «هزار و یک بهانه» می‏خواهند از صف مجاهدان خارج شوند یکسان باشند؟!.

اگر آن روح «ایمان» و آن «عشق به جهاد» و آن «افتخار کردن به شهادت» امروز هم در میان ما مسلمانان زنده شود پیروزی و پیشرفت همانگونه است که در آغاز اسلام بود. بدبختی اینجاست که ما اسلام را یک پوشش سطحی و ظاهری برای خود قرار داده ‏ایم بی آنکه در اعماق وجودمان نفوذ کند، و باز هم توقع داریم بر جای مسلمانان نخستین تکیه زنیم!.

– از آیات گذشته این موضوع نیز استفاده شد که هیچکس به طور کلی از همکاری با مجاهدان راه خدا، معاف نیست، حتی آنها که بیمارند و نابینا و طبعا قادر به برداشتن اسلحه و شرکت در میدان نبرد نیستند، ولی با زبان و تبلیغ و اعمال خود می‏توانند مشوق مجاهدان و پشتیبان برنامه‏ های آنها باشند، آنها نیز باید این رسالت خود را فراموش نکنند و به کلی از برنامه‏ ها کنار نروند. در حقیقت جهاد مراحلی دارد و معذور بودن از یک مرحله آن دلیل بر معذور بودن از مراحل دیگر نیست.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 4 =