تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى

تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
16 اسفند 1396
تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حجت الاسلام المسلمین قرائتی
23 اسفند 1396

تفسیر آیه ۹۱ ، سوره توبه

لَیْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِینَ لا یَجِدُونَ ما یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الُْمحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ *

بر ناتوانان و بیماران و فقیران که خرج سفر (و نفقه عیال خود را) ندارند گناهی بر ترک جهاد نیست هرگاه که با خدا و رسول او خیرخواهی و اخلاص ورزند (که این کار نیکوست و) بر نیکوکاران عالم از هیچ راه حرج و زحمتی نیست و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. *

تفسیر المیزان ( خلاصه )

این آیات قابل ارتباط و اتصال به آیات قبل هست، چون همان غرضی را که آن آیات دنبال می کرد این آیات دنبال می کند.

لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج)

مقصود از (ضعفاء) بدلیل سیاق آیه کسانیند که نیرو و توانائی جهاد ندارند، حال یا طبعا ناتوانند مانند اشخاص فلج و زمین گیر، و یا بخاطر عارضه موقتی که فعلا دست داده، مانند کسالت و مرض. و مقصود از (الذین لا یجدون ما ینفقون) کسانی هستند که نیروی مالی و یا اسلحه و امثال آن را ندارند.

پس، از اینگونه افراد قلم تکلیف و حکم وجوب جهاد برداشته شده، چون اگر برداشته نشود حرج و شاق است، و همچنین لوازم و توابع آن از قبیل مذمت در دنیا و عقاب در آخرت نیز برداشته شده، چون در حقیقت مخالفت در مورد اینان صدق نمی کند.

و اگر خدای تعالی این رفع حرج را مقید کرده به صورتی که (نصحوا لله و رسوله خیرخواهی خدا و رسول کنند) برای این است که بفهماند وقتی تکلیف و بدنبال تکلیف مذمت و عقاب برداشته می شود که دلها و نیاتشان از خیانت و غش دور باشد، و نخواسته باشند مانند منافقین با تخلف از امر جهاد و تقاعد ورزیدن کارشکنی کرده، روحیه اجتماع را فاسد سازند، و گر نه اگر چنین منظور فاسدی داشته باشند عینا مانند منافقین مستحق مذمت و عقاب خواهند بود.

جمله (ما علی المحسنین من سبیل) در مقام بیان علت رفع حرج از نامبردگان است، و معنایش این است: در صورتی که این گونه افراد قصد خیرخواهی برای خدا و رسول را داشته باشند از این رو تکلیف ندارند که در چنین فرضی نیکوکارند، و دیگر بر نیکوکاران مؤاخذهای نیست، و کسی نمی تواند به آنها آسیبی برساند.

پس اینکه کلمه (سبیل) را بکار برد کنایه است از اینکه آنها از آسیب دیدن ایمنند، مثل اینکه در یک بست محکم و دژی مستحکم قرار گرفته اند که کسی راه به آنجا ندارد، و نمی تواند صدمه ای به ایشان برساند، و این جمله بحسب معنی عام است هر چند از نظر تطبیق، مخصوص طوائف معاصر با نزول آیه و عذرخواهان از اعراب آن روز است.

بحث روایتی

در مجمع البیان در تفسیر آیه (لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی… ما ینفقون) دارد که بعضی گفتهاند: آیه اولی در باره عبد الله بن زائده که همان ابن ام مکتوم باشد نازل شده، که مردی نابینا بود و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من پیرمردی نابینا و فقیر و بی بنیه ام و کسی هم ندارم که دست مرا بگیرد و به میدان جنگ بیاورد، آیا جایز است در شهر بمانم و در امر جهاد شرکت نکنم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سکوت کرد تا این آیه نازل شد – نقل از ضحاک. و بعضی دیگر گفته اند: در باره عائذ بن عمرو و اصحابش نازل شده – نقل از قتاده.

و آیه دوم درباره بکائین (کسانی که بسیار می گریستند) نازل شده، و آنها هفت نفر بودند که عبد الرحمان بن کعب، علبه بن زید و عمرو بن ثعلبه بن غنمه از قبیله بنی النجار، و سالم بن عمیر، هرمی بن عبد الله، عبد الله بن عمرو بن عوف و عبد الله بن مغفل، از قبیله مزینه بودند. این هفت نفر نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، عرض کردند: یا رسول الله! ما را سوار کن، چون ما مرکبی که بر آن سوار شویم و بیائیم نداریم. حضرت فرمود: من هم مرکبی که بشما بدهم ندارم – نقل از ابی حمزه ثمالی.

بعضی دیگر گفته اند: این آیه درباره هفت نفر از قبائل مختلف نازل شده که نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، گفتند: به ما از شتران و یا اسبان مرکبی بده – نقل از محمد بن کعب و ابن اسحاق.

بعضی دیگر گفته اند: آنها جماعتی از قبیله مزینه بودند – نقل از مجاهد. بعضی دیگر گفته اند: جماعتی از فقرای انصار بودند و چون به گریه و التماس افتادند، عثمان به دو نفر از آنها و عباس بن عبد المطلب هم به دو نفر، و یامین بن کعب نضری هم به سه نفر از آنها مرکب دادند – نقل از واقدی – و سپاهیانی که در تبوک همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند سی هزار نفر بودند که ده هزار نفر آنان مرکب داشتند.

مؤلف: روایات در باره اسماء بکائین اختلاف شدیدی دارد.

و در تفسیر قمی آمده که معصوم فرموده: بکائین از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کفشی می خواستند که بپوشند.

منبع : ترجمه تفسیر المیزان حضرت آیت الله علامه طباطبایى (رحمه الله)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 5 =