تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیات ۵۳ و ۵۴، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حجت الاسلام المسلمین قرائتی
10 بهمن 1396
تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
20 بهمن 1396

تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه

الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا  اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُونَ *

مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند. آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‏کنند؛ و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‏بندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد ، (و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند. *

تفسیر نمونه

در این آیات نیز، بحث همچنان درباره منافقان، و رفتار و نشانه هاى آنها است.

اما در نخستین آیه مورد بحث، اشاره به یک مطلب کلّى مى کند و آن این که: ممکن است روح نفاق، به اشکال مختلف ظاهر شود، و در چهره هاى متفاوت خودنمائى کند، به گونه اى که در ابتدا جلب توجه نکند، مخصوصاً خودنمائى روح نفاق، در «مرد»، و «زن»، ممکن است متفاوت باشد، اما نباید فریب تغییر چهره هاى نفاق را در میان منافقان خورد، بلکه با دقت روشن مى شود: همه در یک سلسله صفات، که قدر مشترک آنان محسوب مى شود، شریکند، لذا مى گوید: «مردان منافق و زنان منافق همه از یک قماشند» (الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْض).

آنگاه به ذکر پنج صفت از اوصاف آنان مى پردازد:

اوّل و دوم: «آنها مردم را به منکرات تشویق، و از نیکى ها باز مى دارند» (یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ).

درست بر عکس برنامه مؤمنان راستین، که دائماً از طریق «امر به معروف» و «نهى از منکر»، در اصلاح جامعه و پیراستن آن از آلودگى و فساد کوشش دارند، منافقان دائماً سعى مى کنند، فساد همه جا را بگیرد، و معروف و نیکى از جامعه برچیده شود، تا بهتر بتوانند در چنان محیط آلوده اى به اهداف شومشان برسند.

سوم: آنها دست دهنده ندارند، بلکه «دست هایشان را مى بندند» (وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ)، نه در راه خدا انفاق مى کنند، نه به کمک محرومان مى شتابند، و نه خویشاوند و آشنا از کمک مالى آنها بهره مى گیرند.

روشن است آنها چون ایمان به آخرت، نتائج و پاداش «انفاق» ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند، هر چند براى رسیدن به اغراض شوم خود، اموال فراوانى خرج مى کنند، و یا به عنوان ریاکارى، بذل و بخششى دارند، اما هرگز از روى اخلاص و براى خدا، دست به چنین کارى نمى زنند.

چهارم: تمام اعمال، گفتار و رفتارشان نشان مى دهد: «آنها خدا را فراموش کرده اند، خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده» (نَسُوا اللّهَ فَنَسِیَهُمْ)، وضع زندگى آنها نشان مى دهد مورد نسیان خداوند قرار گرفته اند، یعنى با آنها معامله فراموشى کرده است، و آثار این دو فراموشى در تمام زندگى آنان آشکار است.

بدیهى است، نسبت «نسیان» به خدا، به معنى فراموشى واقعى نیست، بلکه کنایه از این است که، با آنها معامله شخص فراموشکار مى کند، یعنى هیچ گونه سهمى از رحمت و توفیق خود، براى آنها قائل نمى شود.

این گونه تعبیر، حتى در سخنان روزمره نیز دیده مى شود، که مثلاً مى گوئیم: چون تو وظیفه خود را فراموش کردى، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش تو را فراموش خواهیم کرد، یعنى مزد و پاداشى به تو نخواهیم داد.

این معنى در روایات اهل بیت(علیهم السلام) نیز کراراً وارد شده است.

قابل توجه این که: موضوع نسیان پروردگار، با «فاء تفریع» بر نسیان آنها عطف شده است، یعنى فراموشکارى آنها، نسبت به فرمان الهى و ذات پاک او، اثرش این است که، خدا هم آنها را از مواهب خویش محروم مى سازد، و این نتیجه عمل آنها است.

پنجم: این که «منافقان فاسقند و بیرون از دائره اطاعت فرمان خدا» (إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ).

آنچه در آیه فوق، درباره صفات مشترک منافقان گفته شد، در هر عصر و زمانى دیده مى شود.

منافقان عصر ما، با چهره هاى جدیدى که به خود گرفته اند، در اصول فوق، همانند منافقان قرون پیشین هستند، هم تشویق به فساد مى کنند، هم جلو کار نیک را مى گیرند، هم بخیل و ممسکند، هم خدا را در تمام زندگانیشان فراموش کرده اند، و هم قانون شکن و فاسقند.

و عجیب این که با تمام این اوصاف، مدّعى ایمان به خدا، و اعتقاد محکم و مبرم به مبانى دینى و اسلامى نیز هستند!

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 8 =