تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى

تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
15 بهمن 1396
تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حجت الاسلام المسلمین قرائتی
22 بهمن 1396

تفسیر آیه ۶۷ ، سوره توبه

الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا  اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُونَ *

مردان و زنان منافق همه از یکدیگرند که امر به منکر و نهى از معروف مى‌کنند و دست‌هاى خود را [از انفاق‌] بسته مى‌دارند. خدا را فراموش کرده‌اند و او هم فراموششان کرده است. آرى، منافقان همان فاسقانند .*

تفسیر المیزان ( خلاصه )

المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض… و لعنهم الله و لهم عذاب مقیم

مفسرین گفته اند که این دو آیه جمله مستانفه هستند که حال عموم منافقین را متعرض شده و اوصاف عمومی و جامع ایشان را به عنوان معرفی برمیشمارند، و کیفری را که خداوند در عاقبت امرشان به ایشان می دهد نام برده آنگاه متعرض حال عموم مؤمنین شده ایشان را هم به صفات جامعی که دارند معرفی نموده و مطالبی که مایه تنبیه و بیداری ایشان است ذکر می کند. تا سخن در باره آنان درست در مقابل سخنانی باشد که درباره منافقین به میان آمده، دلیل این معنا این است که جزای کفار را با منافقین یکجا آورده و فرموده: (وعد الله المنافقین و المنافقات و الکفار…).

ظاهر امر این است که این آیه در مقام تعلیل جمله (ان نعف عن طائفه منکم نعذب طائفه) است که در آیه قبلی بود، و سیاق مخاطب بودن منافقین هنوز باقی است و قطع نشده.

پس آیه قبلی چون دلالت میکرد بر اینکه (خداوند منافقین را رها نمی کند تا آنکه بجرم نفاقشان عذابشان کند و اگر بعضی از ایشان را بخاطر حکمت و مصلحتی عفو کند، دیگران را عذاب خواهد کرد) لذا جای این سؤال بود که کسی بپرسد: چه معنا دارد که عدهای را بخاطر عفو رها کند و عده دیگری را دستگیر و عذاب کند؟ و آیا این از باب:

ستم کرد در بلخ آهنگری                 به شوشتر زدند گردن مسگری

نیست؟ و چون جای این سؤال بوده سبب را ذکر کرده تا جواب این اشکال داده شده باشد. و سبب این است که چون منافقین همه سر و ته یک کرباسند و در صفات خبیث و اعمال زشت با هم شرکت دارند، قهرا در کیفر اعمال و عاقبت احوال نیز با هم شریکند.

و اگر زنان منافق را هم ذکر کرده با اینکه قبلا صحبتی از زنان منافق به میان نیامده بود، بعید نیست برای این باشد که شدت ارتباط و کمال اتحاد میان آنان را برساند و بفهماند که در صفات نفسانی همه یک جورند، و نیز اشاره کرده باشد به اینکه پارهای از زنان نیز اعضای مؤثری هستند در اجراء برنامه های منافقین و رلهای مهمی را میتوانند در این جامعه فاسد بازی کنند.

پس، معنای آیه این شد که: نباید کسی تعجب کند که چطور خداوند بعضی از منافقین را به علتی رها کرد و بعضی دیگر را عذاب می کند، زیرا زنان و مردان منافق محکوم به نوعی وحدت روحی هستند که همه را بصورت یک فرد درمی آورد و همه را در اوصاف و اعمال و کیفر الهی شریک می سازد، و به همین جهت صحیح است که گفته شود: (اگر ما بعضی را عفو کنیم بعض دیگر را عذاب خواهیم کرد).

آری، همه منافقین امر به منکر و نهی از معروف می کردند و از انفاق در راه خدا خودداری می نمودند. و به عبارت دیگر با اعراض از یاد خدا، خدا را فراموش کرده بودند، و چون مردمی فاسق و خارج از زی بندگی بودند خدا هم آنان را فراموش کرد و آن پاداشهائی که به بندگان خود – که همواره به یاد مقام پروردگارشان بودند – داده بود به آنها نداد.

آنگاه وعده ای را که به منافقین داده بیان نمود و فرمود: (وعد الله المنافقین و المنافقات و الکفار – اگر کفار را عطف به منافقین کرد برای این است که منافقین نیز کافرند – نار جهنم خالدین فیها هی حسبهم) همین کیفر ایشان را بس است، کیفری است که بغیر ایشان نمیرسد (و لعنهم الله) و ایشان را دور کرد (و لهم عذاب مقیم) ایشان را است عذابی ثابت که هرگز زایل نمی شود و تمامی ندارد.

از این بیان روشن گردید که جمله (نسوا الله فنسیهم…)، بیان جمله قبلی است که فرمود: (یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم) و از این بیان این نتیجه استفاده میشود که امر به معروف و نهی از منکر و انفاق در راه خدا، ذکر خداست.

منبع : ترجمه تفسیر المیزان حضرت آیت الله علامه طباطبایى (رحمه الله)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 14 =