تفسیر آیه ۶۰ ، سوره انفال ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۳۶ ، سوره انفال ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
11 دی 1396
تفسیر آیه ۶۰ ، سوره انفال ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
22 دی 1396

تفسیر آیه ۶۰ ، سوره انفال

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا  تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ «۶۰»

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها (= دشمنان)، آماده سازید؛ و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله ی آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید؛ و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‏شناسید و خدا آنها را می‏شناسد. و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه ی دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‏شود، و به شما ستم نخواهد شد.

تفسیر نمونه :

در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از «نیرو» آماده سازید (و همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را که شما نمی‏شناسید و خدا می‏شناسد و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید. به شما باز گردانده می‏شود و به شما ستم نخواهد شد.

تفسیر:

افزایش قدرت جنگی و هدف آن به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامی، در نخستین آیه مورد بحث به یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره می‏کند، و آن لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان است.

نخست می‏گوید «و در برابر دشمنان هر قدر توانائی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید» (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه).

یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم‏های احتمالی دشمن داشته باشید.

سپس اضافه می‏کند: «و همچنین به اندازه کافی اسب‏های ورزیده برای میدان جهاد فراهم سازید» (و من رباط الخیل).

«رباط» به معنی بستن و پیوند دادن است، و بیشتر به معنی بستن حیوان در نقطه‏ای برای نگهداری و محافظت به کار رفته، سپس به همین تناسب به معنی محافظت و مراقبت به طور کلی آمده است، و «مرابطه» به معنی محافظت مرزها و همچنین به معنی مراقبت از هر چیز دیگر می‏آید، و به محل بستن و نگاهداری حیوانات «رباط» گفته می‏شود و به همین تناسب کاروانسرا را عرب «رباط» می‏گوید.

در اینجا به چند نکته باید توجه داشت:

– در جمله کوتاه فوق یک اصل اساسی در زمینه جهاد اسلامی و حفظ موجودیت مسلمانان، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است، و تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملا تطبیق می‏کند.

کلمه «قوه» چه کلمه کوچک و پرمعنائی است، نه تنها وسائل جنگی و سلاح‏های مدرن هر عصری را در برمی‏گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرت‏هائی را که به نوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل می‏شود، اعم از نیروهای مادی و معنوی.

آنها که گمان می‏کنند راه پیروزی بر دشمن و حفظ موجودیت خویش تنها بستگی به کمیت سلاح‏های جنگی دارد، سخت در اشتباهند، زیرا ما در همین میدان‏های جنگ عصر خود ملت‏هائی را دیدیم که با نفرات و اسلحه کمتر در برابر ملتهای نیرومندتر و با سلاحی پیشرفته‏تر پیروز شدند، مانند ملت مسلمان الجزائر در برابر دولت نیرومند فرانسه!.

بنابراین علاوه بر اینکه باید از پیشرفته‏ترین سلاح‏های هر زمان- به عنوان یک وظیفه قطعی اسلامی- بهره‏گیری کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوه و نیروی مهمتری است پرداخت.

از قدرت‏های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، که آنها نیز در مفهوم «قوه» مندرج هستند و نقش بسیار مؤثری در پیروزی بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.

جالب این است که در روایات اسلامی برای کلمه «قوه» تفسیرهای گوناگونی شده که از وسعت مفهوم این کلمه حکایت می‏کند، مثلا در بعضی از روایات می‏خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود منظور از قوه «تیر» است.

و در روایت دیگری که در تفسیر «علی بن ابراهیم» آمده می‏خوانیم که منظور از آن هرگونه اسلحه است.

و باز در روایتی که در تفسیر عیاشی آمده می‏خوانیم که منظور از آن شمشیر و سپر است.

و بالاخره در روایت دیگر که در کتاب «من لا یحضر» آمده می‏خوانیم: «منه الخضاب السواد»: «یکی از مصداق‏های قوه در آیه موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است»! یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگسال چهره جوان‏تری می‏دهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان می‏دهد که چه اندازه مفهوم «قوه» در آیه فوق وسیع است.

بنابراین آنها که تنها پاره‏ای از روایات را دیده‏اند و کلمه «قوه» را به یک مصداق، محدود ساخته‏ اند گرفتار اشتباه عجیبی شده‏اند.

ولی افسوس که مسلمانان با داشتن یک چنین دستور صریح و روشنی گویا همه چیز را به دست فراموشی سپرده‏اند، نه از فراهم ساختن نیروهای معنوی و روانی برای مقابله دشمن در میان آنها خبری هست، و نه از نیروهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی، و عجب این است که با این فراموشکاری بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریح باز خود را مسلمان می‏دانیم، و گناه عقب‏افتادگی خود را به گردن اسلام می‏افکنیم و می‏گوئیم اگر اسلام آئین پیشرفت و پیروزی است پس چرا ما مسلمانها عقب‏ افتاده‏ایم؟!.

به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامی (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه) به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان، در زندگی خود آن را به کار بندند، برای جبران عقب‏ ماندگیشان کافی است.

سیره عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان می‏دهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمی‏کردند، در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن و به کار بستن هر گونه تاکتیک جنگی، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمی‏داشتند.

معروف است که در ایام جنگ «حنین» به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر دادند که سلاح تازه مؤثری در «یمن» اختراع شده است، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فورا کسانی را به یمن فرستاد تا آن سلاح را برای ارتش اسلام تهیه کنند!.

در حوادث جنگ احد می‏خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل شعار بت‏پرستان اعل هبل، اعل هبل «سربلند باد بت بزرگ هبل…» شعار کوبنده‏تر و نافذتری به مسلمانان تعلیم داد تا بگویند «الله اعلی و اجل»: «خدا برتر و بالاتر از همه چیز است، و در برابر شعار «ان لنا العزی و لا عزی لکم»: «بت بزرگ عزی برای ماست و شما عزی ندارید» بگویند: «الله مولانا و لا مولا لکم»: «خداوند ولی و سرپرست و تکیه‏گاه ماست و شما تکیه‏گاهی ندارید».

این نشان می‏دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان حتی از تاثیر یک شعار قوی در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترین آنرا برای خود انتخاب می‏کردند.

دستور مهم فقهی اسلام در زمینه «مسابقه تیراندازی و اسب سواری» که حتی برد و باخت مالی را در زمینه آن تجویز کرده، و مسلمانان را به این مسابقه دعوت نموده است، نمونه دیگری از بینش عمیق اسلام در زمینه آمادگی در برابر دشمن است.

– نکته مهم دیگری که از آیه فوق استفاده می‏شود رمز جهانی و جاویدانی بودن آئین اسلام است، زیرا مفاهیم و محتویات این آئین آن‏چنان گسترده است که با گذشت زمان به کهنگی و فرسودگی نمی‏گراید، جمله «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» هزار سال پیش مفهوم زنده‏ای داشت، و امروز هم چنین است، و ده هزار سال دیگر هم مفهوم آن همچنان زنده باقی خواهد ماند، زیرا هر سلاح و قدرتی در آینده نیز پیدا شود در کلمه جامع «قوه» نهفته است چون جمله «ما استطعتم» «عام» و کلمه «قوه» که به صورت «نکره» آمده است عمومیت آنرا تقویت کرده و هر گونه نیروئی را شامل می‏شود.

– در اینجا یک سؤال پیش می‏آید و آن اینکه چرا بعد از ذکر کلمه «قوه» که مفهومی چنین گسترده دارد مسئله اسب‏های ورزیده جنگی مطرح شده است؟.

پاسخ این سؤال با یک جمله روشن می‏شود و آن اینکه آیه فوق در عین اینکه یک دستور وسیع برای همه قرون و اعصار بیان نموده، دستور خاصی هم برای عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، عصر نزول قرآن نیز بیان داشته است، در حقیقت این مفهوم کلی را با ذکر یک مثال روشن برای نیاز آن عصر و زمان پیاده کرده است، زیرا اسب اگر چه در میدان‏های جنگ امروز با وجود تانکها و زره‏پوشها و هواپیماها و هلی‏کوپترها نقش چندانی ندارد ولی در آن عصر برای رزمندگان شجاع و پیشرو وسیله چابک و سریعی محسوب می‏شد.

هدف نهایی تهیه سلاح و افزایش قدرت جنگی

سپس قرآن به دنبال این دستور اشاره به هدف منطقی و انسانی این موضوع می‏کند و می‏گوید هدف این نیست که مردم جهان و حتی ملت خود را به انواع سلاح‏های مخرب و ویرانگر درو کنید، و آبادیها و زمین‏ها را به ویرانی بکشانید هدف این نیست که سرزمینها و اموال دیگران را تصاحب کنید، و هدف این نیست که اصول بردگی و استعمار را در جهان گسترش دهید، بلکه هدف این است که «با این وسائل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید» (ترهبون به عدوا الله و عدوکم).

زیرا غالب دشمنان گوششان بدهکار حرف حساب و منطق و اصول انسانی نیست، آنها چیزی جز منطق زور نمی‏فهمند!.

اگر مسلمانان ضعیف باشند همه گونه تحمیلات به آنها می‏شود، اما هنگامی که کسب قدرت کافی کنند دشمنان حق و عدالت و دشمنان استقلال و آزادی به وحشت می‏افتند و سر جای خود می‏نشینند.

هم‏اکنون که تفسیر این آیه را می‏نویسیم قسمت مهمی از سرزمینهای اسلامی در فلسطین و کشورهای دیگر در زیر چکمه‏های سربازان اسرائیل است، هجوم ناجوانمردانه‏ای که اخیرا به جنوب لبنان شد و هزاران خانواده را آواره کردند، و صدها نفر را به کشتن دادند، و آبادیها را به ویرانه‏های وحشتناکی مبدل ساختند، بر این ماجرای غم‏انگیز فصل تازه‏ای افزود.

در حالی که افکار عمومی مردم جهان به طور دربست این عمل را محکوم کرده و حتی دوستان اسرائیل در این موضوع با دیگران هم‏صدا شده‏اند، قطعنامه‏های سازمان ملل اسرائیل را به تخلیه همه این سرزمینها مامور می‏کند، ولی این ملت چند ملیونی گوششان بدهکار هیچ یک از این مسائل نیست، چرا که زور دارند و اسلحه و قدرت و آمادگی جنگی کافی و پشتیبان قوی و از سالیان دراز پیش از این خود را آماده برای چنین تجاوزهائی کرده‏اند، تنها منطقی که میتواند جوابگوی آنها باشد منطق «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه…

ترهبون به عدو الله و عدوکم.» می‏باشد، گوئی این آیه در عصر ما و برای وضع امروز ما نازل شده است و می‏گوید آنچنان نیرومند شوید که دشمن به وحشت بیفتد و زمینهای غصب شده را پس بدهد و در سر جای خود بنشیند.

جالب توجه اینکه کلمه «عدو الله» را با «عدوکم» قرین ساخته اشاره به اینکه در موضوع جهاد و دفاع اسلامی اغراض شخصی مطرح نیست، بلکه هدف حفظ مکتب انسانی اسلام است، آنها که دشمنیشان با شما شکلی از دشمنی با خدا، یعنی دشمنی با حق و عدالت و ایمان و توحید و برنامه‏های انسانی دارد، باید در این زمینه‏ها هدف حملات یا دفاع شما باشند.

در حقیقت این تعبیر شبیه تعبیر «فی سبیل الله» و یا «جهاد فی سبیل الله» است که نشان می‏دهد جهاد و دفاع اسلامی نه به شکل کشورگشائی سلاطین

پیشین، و نه توسعه‏طلبی استعمارگران و امپریالیست‏های امروز، و نه به صورت غارتگری قبائل عرب جاهلی است، بلکه همه برای خدا، و در راه خدا، و در مسیر احیای حق و عدالت است.

سپس اضافه می‏کند، «علاوه بر این دشمنانی که می‏شناسید دشمنان دیگری نیز دارید که آنها را نمی‏شناسید» و با افزایش آمادگی جنگی شما آنها نیز می‏ترسند و بر سر جای خود می‏نشینند (و آخرین من دونهم لا تعلمونهم).

در اینجا به دو نکته باید توجه کرد:

– گرچه مفسران درباره این گروه احتمالات گوناگونی داده‏اند: بعضی آن را اشاره به گروهی از یهود مدینه دانسته‏اند که عداوت خود را مخفی می‏داشتند، و بعضی دیگر آنرا اشاره به دشمنان آینده مسلمانان همچون امپراطوری روم و دربار ساسانیان که در آن روز مسلمانان احتمال درگیری با آنها را نمی‏دادند، دانسته‏اند، ولی آنچه صحیحتر به نظر می‏رسد آن است که منظور منافقانند زیرا آنها در میان صفوف مسلمین به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگی کامل سپاه اسلام آنان نیز به وحشت می‏افتادند و دست و پای خود را جمع می‏کردند.

شاهد این موضوع آیه ۱۰۱ سوره توبه است که می‏گوید «و من اهل المدینه مردوا علی النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم»: «بعضی از اهل مدینه در نفاق و دوروئی جسور و سرکش هستند تو آنها را نمی‏شناسی ولی ما آنها را می‏شناسیم».

این احتمال نیز وجود دارد که تمام گروه‏های دشمنان ناشناخته اسلام اعم از منافقان و غیر آنها در مفهوم آیه جمع باشند.

– آیه متضمن دستوری برای امروز مسلمانان نیز هست و آن اینکه تنها نباید روی دشمنان شناخته شده خود تکیه کنند و آمادگی خویش را در سر حد مبارزه آنها محدود سازند بلکه دشمنان احتمالی و بالقوه را نیز باید در نظر بگیرند و حداکثر نیرو و قدرت لازم را فراهم کنند و اگر به راستی مسلمانان چنین نکته‏ای را در نظر می‏داشتند هیچگاه گرفتار حملات غافلگیرانه دشمنان نیرومند نمی‏شدند.

و در پایان این آیه اشاره به موضوع مهم دیگری می‏کند و آن اینکه تهیه نیرو و قوه کافی و ابزار و اسلحه جنگی، و وسائل مختلف دفاعی، نیاز به سرمایه مالی دارد، لذا به مسلمانان دستور می‏دهد که باید با همکاری عموم این سرمایه را فراهم سازند، و بدانید هر چه در این راه بدهید در راه خدا داده‏اید و هرگز گم نخواهد شد «و آنچه در راه خدا انفاق کنید به شما پس داده خواهد شد» (و ما تنفقوا من شیی‏ء فی سبیل الله یوف الیکم).

و تمام آنها و بیشتر از آن به شما می‏رسد «و هیچگونه ستمی بر شما وارد نمی‏گردد» (و انتم لا تظلمون).

این پاداش، هم در زندگی این جهان از طریق پیروزی اسلام و شوکت و عظمت آن به شما می‏رسد، زیرا یک ملت ضعیف و مغلوب سرمایه‏های مالی او نیز به خطر خواهد افتاد و امنیت و آرامش و استقلال خویش را نیز از دست خواهد داد، بنابراین ثروت‏هائی که در این راه صرف می‏شود از طریق دیگر و در سطحی بالاتر عائد انفاق کنندگان خواهد شد.

و هم پاداش بزرگتری در جهان دیگر در جوار رحمت پروردگار در انتظار شماست با این حال نه تنها ظلم و ستمی بر شما نخواهد رفت بلکه بالاترین سود و بهره را خواهید برد.

جالب توجه اینکه در جمله بالا کلمه «شیی‏ء» که مفهوم وسیعی دارد به کار رفته، یعنی هرگونه چیزی اعم از جان و مال و قدرت فکری یا نیروی منطق و یا هرگونه سرمایه دیگری را در راه تقویت بنیه دفاعی و نظامی مسلمانان در برابر دشمن انفاق کنید از خدا پنهان نخواهد ماند و آن را محفوظ داشته و به موقع به شما می‏دهد.

در تفسیر جمله «و انتم لا تظلمون» این احتمال را نیز بعضی از مفسران داده‏اند که جمله عطف به جمله «ترهبون» باشد یعنی اگر نیروی کافی برای مقابله با دشمنان فراهم سازید آنها از حمله به شما وحشت می‏کنند و توانائی بر ظلم و ستم کردن به شما نخواهند داشت بنابراین ظلم و ستمی بر شما واقع نمی‏شود.

هدف و ارکان جهاد اسلامی

نکته دیگری که از آیه فوق استفاده می‏شود و پاسخگوی بسیاری از سؤالات و ایرادهای خرده‏گیران و افراد ناآگاه خواهد بود شکل و هدف و برنامه جهاد اسلامی است آیه به روشنی می‏گوید هدف این نیست که انسانها را به کشتن دهید و هدف این نیست که به حقوق دیگران تجاوز کنید، بلکه همانطور که گفتیم هدف اصلی این است که دشمنان بترسند و به شما تجاوز نکنند و زور نگویند، و تمام تلاش و کوشش شما باید در کوتاه کردن شر دشمنان خدا و حق و عدالت خلاصه شود.

آیا مخالفان یک چنین تصویری از جهاد اسلامی را که قرآن با صراحت در آیه فوق آورده در ذهن خود ترسیم کرده‏اند که پشت سر هم به این قانون اسلامی حمله می‏کنند، گاهی می‏گویند اسلام آئین شمشیر است، و گاهی می‏گویند اسلام برای تحمیل عقیده متوسل به اسلحه شده است، و گاهی پیامبر اسلام را با سایر کشورگشایان تاریخ مقایسه می‏کنند! به عقیده ما جواب همه اینگونه ایرادها آن است که به قرآن باز گردند و در هدف نهائی این برنامه بیندیشند تا همه چیز بر آنها روشن شود.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 2 =