تفسیر آیه ۳۱، سوره ابراهیم ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۲۲ ، سوره رعد ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
11 خرداد 1397
تفسیر آیه ۳۱، سوره ابراهیم ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
4 تیر 1397

تفسیر آیه ۳۱، سوره ابراهیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

قُلْ لِعِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ  فِیهِ وَ لا خِلالٌ *

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

به بندگان من که ایمان آورده‏اند بگو نماز را برپا دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‏ ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند؛ پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است، و نه دوستی. (نه با مال می‏توانند از کیفر خدا رهایی یابند، و نه با پیوندهای مادی.)

تفسیر نمونه :

عظمت انسان از دیدگاه قرآن

در تعقیب آیات گذشته که از برنامه مشرکان و کسانی که کفران نعمتهای الهی کردند و سرانجام به دارالبوار کشیده شدند سخن می‏گفت در آیات مورد بحث، سخن از برنامه‏ ی بندگان راستین و نعمتهای بی‏ انتهای او است که بر مردم نازل شده.

نخست می‏گوید: «به بندگان من که ایمان آورده ‏اند بگو: نماز را برپای دارند و از آنچه به آنها روزی داده‏ ایم در پنهان و آشکار انفاق کنند» (قل لعبادی الذین آمنوا یقیموا الصلوه و ینفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه).

«پیش از آنکه روزی فرارسد که نه در آن روز خرید و فروش است، تا بتوان از این راه سعادت و نجات از عذاب را برای خود خرید، و نه دوستی به درد می‏خورد» (من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لاخلال).

نکته‏ ها:

– پیوندی با خالق و پیوندی با خلق

بار دیگر در این آیات در تنظیم برنامه‏ی مؤمنان راستین به مسأله‏ ی «صلوه» (نماز) «و انفاق» برخورد می‏کنیم که در نظر ابتدائی ممکن است این سؤال را ایجاد کند که چگونه از میان آن همه برنامه‏ های عملی اسلام، انگشت تنها روی این دو نقطه گذارده شده است.

علتش این است که اسلام ابعاد مختلفی دارد که می‏توان آنها را در سه قسمت خلاصه کرد: رابطه ‏ی انسان با خدا، رابطه‏ ی انسان با خلق خدا، و رابطه‏ ی انسان با خودش که قسمت سوم در حقیقت نتیجه‏ ای است برای قسمت اول، و دوم، و دو برنامه‏ ی فوق (صلوه و انفاق) هر کدام رمزی است به یکی از دو بعد اول و دوم.

نماز مظهری است برای هرگونه رابطه با خدا چرا که این رابطه در نماز از هر عمل دیگری بهتر مشخص می‏شود، و انفاق از آنچه خدا روزی داده با توجه به مفهوم وسیعش که هرگونه نعمت مادی و معنوی را شامل می‏شود رمزی است برای پیوند با خلق.

البته با توجه به اینکه سوره‏ای که از آن بحث می‏کنیم «مکی» است، و هنگام نزول آن هنوز حکم زکات نازل نشده بود، این انفاق را نمی‏توان مربوط به زکات دانست بلکه معنی وسیعی دارد که حتی زکات را بعد از نزولش در خود جا می‏دهد.

و به هر حال ایمان در صورتی ریشه‏دار است که در عمل متجلی شود و انسان را از یکسو به خدا نزدیک کند و از سوی دیگر به بندگانش!

– چرا پنهان و آشکار؟

کرارا در آیات قرآن می‏خوانیم که مؤمنان راستین انفاق یا صدقاتشان در سر و علن یعنی پنهان و آشکار است، و به این ترتیب علاوه بر بیان انفاق به معنی وسیعش به کیفیت آن هم توجه داده شده است، چرا گاهی انفاق پنهانی مؤثرتر و آبرومندانه‏ تر است، و گاهی اگر آشکارا باشد سبب تشویق دیگران و الگوئی برای نشان دادن برنامه ‏های اسلامی و بزرگداشتی برای شعائر دین محسوب می‏شود، به علاوه مواردی پیش می‏آید که طرف، از گرفتن انفاق ناراحت می‏گردد.

الان که ما در حال جنگ با دشمن خونخوار هستیم (و یا هر ملت مسلمانی که با چنین وضعی روبرو شود) مردم باایمان برای کمک به آسیب دیدگان جنگ و یا مجروحین و معلولین و یا به خود جنگجویان هر روز با مقادیر زیادی انواع وسائل زندگی راهی مرزها و مناطق جنگی می‏شوند، و اخبار آن در همه‏ ی وسائل ارتباط جمعی منعکس می‏گردد، تا هم دلیلی برای همدردی و پشتیبانی بیدریغ عموم ملت مسلمان از جنگجویانش باشد و هم نشانه ‏ای بر زنده بودن روح انسانی در عموم مردم و هم تشویقی باشد برای کسانی که از این قافله عقب مانده‏اند تا خود را هرچه زودتر به قافله برسانند، بدیهی است در این گونه موارد انفاق علنی مؤثرتر است.

بعضی از مفسران نیز در تفاوت میان این دو گفته ‏اند: انفاق علنی مربوط به واجبات است، که معمولا جنبه تظاهر در آن نیست، زیرا انجام وظیفه کردن بر همه لازم است، و چیز مخفیانه ‏ای نمی‏تواند باشد، ولی انفاق های مستحبی چون چیزی افزون بر وظیفه‏ ی واجب است ممکن است توام با تظاهر و ریا شود و لذا مخفی بودنش بهتر است.

به نظر می‏رسد که این تفسیر جنبه‏ی کلی ندارد، بلکه در واقع شاخه‏ ای است از تفسیر اول.

– در آن روز «بیع» و «خلال» نیست

می‏دانیم ماهیت روز قیامت همان دریافت نتیجه‏ ها و رسیدن به عکس‏العمل‏ ها و بازتاب های اعمال است، و به این ترتیب در آنجا کسی نمی‏تواند برای نجات از عذاب فدیه‏ ای دهد، و حتی اگر فرضا تمام اموال و ثروتهای روی زمین در اختیار او باشد و آن را انفاق کند تا ذره‏ای از کیفر اعمالش کم بشود ممکن نیست، چرا که «دار عمل» که سرای دنیا است پرونده‏اش درهم پیچیده شده است و آنجا «دار حساب» است.

همچنین پیوند دوستی مادی با هرکس و به هرصورت نمی‏تواند در آنجا رهائی‏بخش باشد (توجه داشته باشید خلال و خله به معنی دوستی است).

و به تعبیر ساده مردم در زندگی این دنیا برای نجات از چنگال مجازاتها غالبا یا متوسل به پول می‏شوند و یا به پارتی یعنی، از طریق «رشوه ‏ها» و «رابطه‏ ها» برای خنثی کردن مجازاتها دست بکار می‏شوند.

اگر چنین تصور کنند که در آنجا نیز چنین برنامه‏ هائی امکان‏پذیر است دلیل بر بی‏خبری و نهایت نادانی آنها است.

و از اینجا روشن می‏شود که نفی وجود خله و دوستی در این آیه هیچگونه منافاتی با دوستی مؤمنان با یکدیگر در عالم قیامت که در بعضی از آیات به آن تصریح شده ندارد، چرا که آن یک دوستی و مودت معنوی است در سایه ‏ی ایمان.

و اما مسأله‏ ی «شفاعت» همانگونه که بارها گفته ‏ایم به هیچوجه مفهوم مادی در آن نیست بلکه با توجه به آیات صریحی که در این زمینه وارد شده است، تنها در سایه‏ ی پیوندهای معنوی و یکنوع شایستگی که بخاطر بعضی از اعمال خیر به دست آمده، می‏باشد که شرح آن را ذیل آیات ۲۵۴ سوره ‏ی بقره (جلد دوم تفسیر نمونه صفحه‏ ی ۱۸۸ و جلد اول صفحه ۱۵۹ به بعد) بیان داشتیم.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *