تفسیر آیه ۲۷۴ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله جوادی آملی

تفسیر آیه ۲۷۴ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
9 مهر 1396
تفسیر آیات ۱۵ و ۱۶ و ۱۷، سوره آل عمران ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
16 مهر 1396

تفسیر آیه ۲۷۴ ، سوره بقره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

الّذین ینفقون أمولهم باللّیل و النّهار سرّاً و علانیه فلهم أجرهم عند ربّهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون *

گزیده تفسیر

کسانی که اموال خود را شب و روز و در نهان و آشکارا انفاق می‏ کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان محفوظ است و افزون بر آن، هیچ‏گونه ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمی‏ شوند.

انفاق در شب و روز و پنهانی و آشکارا، کنایه از انفاق همیشگی است و پاداشهای آیه هم، مشروط به دوام انفاق است.

تفسیر

تناسب آیات

این آیه که آیه پایانی مجموعه آیات انفاق در این سوره است، با تعبیرهای رسا و گویا پاداش کسانی را بیان می‏کند که همواره اهل انفاق‏اند و این عمل صالح برای آنان ملکه شده است و با مژده عدم خوف و حزن به آنان، بحث انفاق به پایان می‏رسد.

انفاق همیشگی

خدای سبحان همان‏گونه که عده‏ای را دائماً در نماز می‏داند: ﴿اَلَّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم دائِمون)( سوره معارج، آیه ۲۳٫) و آنان را نگهبانان نمازهای خود معرفی می‏کند: ﴿والَّذینَ هُم عَلی صَلَوتِهِم یُحافِظون) (سوره مؤمنون، آیه ۹٫) درباره انفاق نیز برخی را منفق همیشگی می‏شمرد، زیرا در آیات انفاق، نوعاً کلمه ﴿اموال﴾ به صورت جمع ذکر شده است: ﴿اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم… ) (سوره بقره، آیه ۲۶۲٫)نیز در آیاتی که لسان نهی دارند، کلمه ﴿صدقات﴾ به شکل جمع آمده است: ﴿لاتُبطِلوا صَدَقتِکُم بِالمَنِّ والاَذی) (سوره بقره، آیه ۲۶۴٫)

در این موارد، جمع ﴿الَّذینَ﴾ در مقابل جمع ﴿اَمولَهُم﴾ آمده است؛ ولی حکم آیه مورد بحث به نحو صرف الوجود نیست، بلکه طبیعت ساریه است، زیرا از فعل مضارع استفاده شده که مفید استمرار است، پس مراد از ﴿اَلَّذینَ یُنفِقون﴾ کسانی نیست که در عمرشان، یک بار شبانه، بار دیگر روزانه، یک‏بار پنهان و بار دیگر علنی انفاق می‏کنند؛ بلکه مقصود کسانی است که انفاق برای آنها ملکه شده است، و فعل مضارع بر آن دلالت می‏کند.

معنای آیه پس از تحلیل، این است: هر یک از مؤمنان که دائماً انفاق می‏کنند…؛ یعنی دارای ملکه انفاق هستند؛ نه به این معنا که انسان، مال مختصری را در راه خدا صرف کند، بلکه همان‏گونه که عده‏ای هماره در نمازند، برخی هم همواره زکات می‏پردازند و همان‏گونه که نمازگزار دائمی همیشه به یاد حقّ است: ﴿رِجالٌ لاتُلهیهِم تِجرَهٌ ولابَیعٌ عَن ذِکرِ الله)( سوره نور، آیه ۳۷٫) زکات دهنده دائمی نیز از تأدیه زکات باز نمی‏ماند و چیزی او را از این واجب مالی باز نمی‏دارد.

نتیجه آنکه انفاق در شب و روز و نهان و آشکارا، کنایه از دوام انفاق است؛ نه اینکه افرادی چهار درهم را قسمت کنند و یکی را شب، یکی را روز، یکی را پنهانی و یکی را علنی انفاق کنند و بخواهند به حضرت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) تأسّی کنند، زیرا آن حضرت در آن مقطع تاریخی همه دارایی‏اش چهار درهم بود و این‏گونه انفاق کرد(البرهان، ج۱، ص۵۶۷ ـ ۵۶۶؛ الدر المنثور، ج۲، ص۱۰۰٫) ٫ اقتصاد و میانه‏روی به عنوان اصل در زندگی است: ﴿والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا ولَم یَقتُروا وکانَ بَینَ ذلِکَ قَواما)( سوره فرقان، آیه ۶۷٫ ) ولی انفاق هم باید مانند نماز همواره مورد توجّه باشد و انسان می‏تواند با کارهایی مانند کمک به ناتوانان، سلام کردن، حلّ مشکل علمی دیگران و قدم‏برداشتن به سود دیگران برای رضای خدا، صدقه بدهد.

خلاصه آنکه برخی، انفاق آنها سالانه و بعضی فصلی و عده‏ای ماهانه است و گروهی در ایام و لیالی متبرک یا در حال بیماری یا سفر انفاق می‏کنند؛ ولی عده‏ای انفاق را همانند نماز عبادتی الهی تلقی کرده، زمان و زمین و زبان خاص را معیار قرار نمی‏دهند. این گروه خاص، از آن پاداش مخصوص بهره می‏برند.

خصوصیت نداشتن شب و روز در انفاق

انسان گاهی پنهانی صدقه می‏دهد، چون احتمال تأثیر حبّ جاه و ریا در کار است و گاهی نیز آشکارا انفاق می‏کند، زیرا به لطف الهی به این فضیلت رسیده است که به قدح و مدح دیگران بی‏اعتناست و نیز صدقه علنی او سبب تشویق دیگران می‏شود.

نتیجه آنکه مهمّ در انفاق، همین دو قسم نهان و پیداست و زمان، مانند شب و روز، خصوصیّت ندارند، از این‏رو در بسیاری از آیات فقط آن دو مطرح شده و از شب و روز سخن نرفته است: ﴿واَنفَقوا مِمّا رَزَقنهُم سِرًّا وعَلانِیَه) (سوره رعد، آیه ۲۲٫ )﴿فَهُوَ یُنفِقُ مِنهُ سِرًّا وجَهرًا)( سوره نحل، آیه ۷۵٫)

در همه موارد، «سرّ» پیش از «علن» آمده است و دلیل تقدّم «لیل» بر «نهار» نیز همانا تقدّم «سرّ» بر «علانیه» است، زیرا صدقه مخفی، از صدقه علنی افضل است: ﴿اِن تُبدوا الصَّدَقتِ فَنِعِمّا هِی واِن تُخفوها وتُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکُم)( سوره بقره، آیه ۲۷۱٫ )نیز در مواردی که شب و روز ذکر شده، برای هماهنگی با سرّ و علن، شب پیش از روز آمده است، زیرا «لیل» غالباً با «سرّ» و روز غالباً با «علن» ملازم است.

البته ذکر شب و روز در کنار سرّ و علن، در آیه مورد بحث، احتمالاً برای افاده دوام انفاق است که قبلاً مطرح شد.

وعده مشروط در انفاق دائمی

آیه ﴿اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم بِالَّیلِ والنَّهارِ سِرًّا وعَلانِیَه﴾ حاوی معنای شرط است، از این‏رو در ادامه آن حرف «فاء» آمده است: ﴿فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم﴾.

یکی از اصول کلی قرآن کریم این است که اگر بنده به شرط خود عمل کند، خدا نیز به مشروط عمل می‏کند: ﴿واَوفوا بِعَهدی اوفِ بِعَهدِکُم)( سوره بقره، آیه ۴۰٫ ) آیه در حقیقت می‏فرماید که اگر انفاق شما همیشگی باشد، پاداش مخصوص آن نزد خدا محفوظ است.

گفتنی است که ذکر چندین باره نام انفاق‏کنندگان پاداش گیرنده در قالب ضمیر «هم»: ﴿فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون﴾، برای تشویق آنان است.

وعده عدم ترس و اندوه

جمله ﴿ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون﴾ وعده نترسیدن و غمناک نشدن به انفاق‏کنندگان دائمی است، بنابراین در حقیقت، انشا و در ظاهر اخبار است.

گاهی انسانِ مؤمن بر اثر ندانستن قبول یا نکول نگران است، یا بر اثر نرسیدن پاداش یا کاهش آن اندوهگین و با این دلگرمی که پاداش کارش نزد خداست و به او باز می‏گردد، خود را آرام می‏کند، چنان‏که بعداً غمناک هم نخواهد شد؛ ولی گاهی قلبش به گونه‏ای آرام است که هیچ حزن و هراسی در آن راه ندارد؛ مانند زکات دهندگان همیشگی، زیرا از دو عنصر محوری آرامش که مرجع نهایی آنها به یک اصل است برخوردارند:

۱٫ انفاق کننده‏ای که از نظر حسن فعلی مال حلال و طیب را برمی‏گزیند و از نظر حسن فاعلی قصد قربت داشته و از منّت،ایذاء، ریاء و سمعه، مصون است، از فیض تثبیت نفس متنعّم است: ﴿وتَثبیتًا مِن اَنفُسِهِم)( سوره بقره، آیه ۲۶۵٫)

۲٫ چنین انفاق کننده‏ای که دائماً با تصدق مأنوس است مستمراً به یاد خداست و یاد الهی اطمینان‏آور است، بنابراین، قلب ثابت و مطمئن چنین مؤمنی از آسیب ترس و گزند حزن محفوظ است.

وعده عدم ترس و حزن، افزون بر پاداش انفاق است. قرآن کریم در بسیاری از موارد برای عملی پاداشِ معیّن بیان می‏کند؛ ولی در برخی موارد به پاداشی بهتر از کار خیر وعده می‏دهد؛ مانند آیه ﴿مَن جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ خَیرٌ مِنها) (سوره نمل، آیه ۸۹٫ )که عدم ترس و اندوه نیز از مصادیق آن است.

نتیجه آنکه ﴿ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون﴾ تکرار ﴿فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم﴾ نیست؛ بلکه محفوظ بودن پاداش عمل، مسلّم است و افزون بر آن، در صحنه محشر و انتظار برای حسابرسی که دلهای همگان می‏تپد، منفقان دائمی از هراس و اندوه مصون‏اند و هیچ ترس و اندوهی ندارند.

زندگی میان خوف و رجا

خُلف وعده محال است؛ ولی خدای سبحان هرگز به شخصِ معیّن وعده آرامش همیشگی نداده است؛ بلکه هر شخصی که در هر مرحله‏ای کاری انجام می‏دهد، او را به فیض همان کار می‏رساند و مهم عاقبت به خیری

است: «وإنّما الأعمال بخواتیمها»( بحار الانوار، ج۹، ص۳۳۰؛ التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری(علیه‌السلام)، ص۳۶۵٫) از این‏رو با آنکه به مؤمنان مخصوصاً به رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم وعده می‏دهد که برایشان هراس و اندوه نیست، پی‏درپی به آنان دستور ذکر و تضرّع می‏دهد.

براین‏اساس، مؤمن باید تا آخرین لحظه عمر، در خوف و رجا زندگی کند، زیرا اطمینان ندارد که کارش به خیر پایان می‏یابد: ﴿وادعوهُ خَوفًا وطَمَعا) (سوره اعراف، آیه ۵۶٫)  ﴿تَتَجافی جُنوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ یَدعونَ رَبَّهُم خَوفًا وطَمَعا) (سوره سجده، آیه ۱۶٫)﴿واذکُر رَبَّکَ فی نَفسِکَ تَضَرُّعًا وخیفَهً ودونَ الجَهرِ مِنَ القَولِ بِالغُدُوِّ والاءصال) (سوره اعراف، آیه ۲۰۵٫)

نتیجه آنکه ﴿ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون﴾ انشا و وعده است؛ نه اِخبار، و چون انسان اطمینان ندارد که مصداق وعده باشد، همواره باید میان خوف و رجا به سر برد.

گفتنی است که نداشتن ترس و اندوه برای کسی که در دنیا زندگی می‏کند، وعده و انشاست؛ ولی وقتی انسان از نشئه تکلیف رخت برمی‏بندند، جمله ﴿ولاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون﴾ تکلیم تکوینی است؛ یعنی با همین بیان او را آرام می‏کنند؛ مانند ﴿قُلنا ینارُ کونی بَردًا وسَلمًا عَلی اِبرهیم) (سوره انبیاء، آیه ۶۹٫) که آتش با آن کلام تکوینی سرد شد، از این رو آیات قیامت که در آنها عدم خوف و حزن آمده است، با آیه مورد بحث که مربوط به دنیاست، از یک سنخ نیستند، بلکه در آیاتی چون ﴿الاَخِلاّءُ یَومَئِذٍ بَعضُهُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ اِلاَّالمُتَّقین ٭ یعِبادِ لاخَوفٌ عَلَیکُمُ الیَومَ ولااَنتُم تَحزَنون)( سوره زخرف، آیات ۶۸ ـ ۶۷٫) عمل کردن به وعده و وفای آن مطرح است نه اصل وعده، چنان‏که این گفتار فرشتگان به مؤمنان: ﴿… اَلاّخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون)( سوره آل عمران، آیه ۱۷۰٫) و ﴿ادخُلوا الجَنَّهَ لاخَوفٌ عَلَیکُم ولا اَنتُم تَحزَنون)( سوره اعراف، آیه ۴۹٫ )نیز انجاز وعده عدم ترس و اندوهی است که قبلاً به آنان داده شده است.

اشارات و لطایف

۱٫ قبض و بسط در انفاق

خدای سبحان به رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم فرمان داده است که مظهر خدای قابض و باسط باشد: ﴿ولاتَجعَل یَدَکَ مَغلولَهً اِلی عُنُقِکَ ولاتَبسُطها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلومًا مَحسورا ٭ اِنَّ رَبَّکَ یَبسُط الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ ویَقدِر) (سوره اسراء، آیات ۳۰ ـ ۲۹٫)زیرا خداوند هرچند مخزونهای نامحدود دارد ولی آنها را یک‏جا به همه یا به بعض نمی‏دهد و رسول او هم که مظهر حقّ است، باید قابض و باسط باشد؛ یعنی نه صرف بسط و نه قبض محض، بلکه گاهی قبض و منع و گاهی بسط و عطا داشته باشد.

جمله ﴿اِنَّ رَبَّکَ یَبسُط الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ ویَقدِر) (سوره اسراء، آیه ۳۰٫) در حقیقت، تعلیم انسان کامل است که متخلّق به اخلاق الهی و خداگونه باشد؛ مخصوصاً انسانی که مظهر اسم اعظم است.

۲٫ رجحان «سرّ» بر «علن»

خدای سبحان حکمت تشریع نافله شب را این دانسته است که در شبانگاهان مزاحمت های بیرونی کم و آرامش حاکم است؛ خلاف روز که سر و صدا و برخورد جمعیت و مزاحمهای بیرونی، انسان را به خود مشغول می‏کنند: ﴿اِنَّ ناشِئَهَ الَّیلِ هِی اَشَدُّ وطءاً واَقوَمُ قیلا) (سوره مزمّل، آیه ۶٫) نشئه شب از روز و نیز ناشئه سرّ از علن نیرومندتر و پایدارتر است، پس دل پنهان بهتر از بدن نمایان است، زیرا دل آرام‏تر است و کار دل که نهانی است، از کار دستِ آشکار بهتر است.

با دقّت بیشتر درمی‏یابیم که بهتر بودن شب تنها به جهت آرام‏تر بودن آن نیست؛ بلکه از این‏رو نیز هست که انسان در شب به راز درونی‏اش بهتر پی‏می‏برد؛ یعنی میان او و مولایش بیگانه‏ای راه پیدا نمی‏کند، بنابراین اگر انسان دلی داشته باشد که غیر خدا در آن راه نیابد و از ستایش یا اطلاع دیگران اثری نپذیرد، می‏تواند با خاطری آسوده انفاق علنی کند، وگرنه به انفاق پنهانی روآورد.

بحث روایی

شأن نزول و مصداق انفاق در آیه

قال ابن عباس: نزلت الآیه فی علیّ(علیه‌السلام)؛ کانت معه أربعه دراهم فتصدّق بواحدٍ نهاراً و بواحدٍ لیلاً و بواحدٍ سرّاً و بواحدٍ علانیهً،و هو المروی‏عن أبی عبدالله و أبی جعفر(علیهما‌السلام)( مجمع البیان، ج۲ ـ ۱، ص۶۶۷؛ الدر المنثور، ج۲، ص۱۰۰٫ ) ، فبلغ ذلک النبی‏صلی الله علیه و آله و سلم فقال: «یا علی! ما حملک علی ما

صنعت؟ قال: إنجاز موعود الله»؛ فأنزل الله ﴿اَلَّذینَ یُنفِقون… )( تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۵۱٫)

عن أبی بصیر قال: قلت لأبی عبدالله(علیه‌السلام)، قوله: ﴿اَلَّذینَ یُنفِقون… ﴾؛ قال: «لیس من الزکاه»( همان.)

اشاره. ۱٫ آیه به مورد نزول و قصه امیرمؤمنان، علی(علیه‌السلام) اختصاص ندارد. هر کس انفاقش دائمی و متناسب با مورد باشد و آشکارا یا پنهانی برای رضای خدا انفاق کند، از چنین پاداشی برخوردار است، زیرا اطلاق یا عموم آیه مورد بحث همچنان حاکم است.

۲٫ شمول آیه مورد بحث نسبت به شأن نزول یا مصداق همراه، به منزله نصّ است و ظاهر کار حضرت علی بن ابی‏طالب(علیه‌السلام) از سنخ زکات نبوده است؛ ولی اگر کسی زکات واجب خود را چنین توزیع کند می‏تواند مشمول آیه باشد.

۳٫ پیام آیه، ناظر به دوام انفاق بود و زکات واجب، مقطعی است نه مستمر؛ مگر آنکه استمرار هر چیزی را مناسب همان شی‏ء ارزیابی کنیم.

منبع : تفسیر  تسنیم ، تألیف آیت الله جوادی آملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × پنج =