تفسیر آیه ۲۶۱ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۲۵۴ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
30 تیر 1396
تفسیر آیات ۲۶۱ الی ۲۷۴ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
16 مرداد 1396

تفسیر آیه ۲۶۱ ، سوره بقره 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللَّهُ  یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ «۲۶۱»

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‏کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.

تفسیر نمونه

کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه، یکصد دانه باشد، و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‏کند، و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.

تفسیر:

آغاز آیات انفاق- انفاق مایه رشد آدمی است!

مساله انفاق یکی از مهم‏ترین مسائلی است که اسلام روی آن تاکید دارد و قرآن مجید تاکید فراوان روی آن نموده است، که آیه فوق نخستین آیه از یک مجموعه آیات است که در سوره بقره پیرامون انفاق سخن می‏گوید و شاید ذکر آنها پشت سر آیات مربوط به معاد از این نظر باشد که یکی از مهم‏ترین اسباب نجات در قیامت، انفاق و بخشش در راه خدا است.

بعضی نیز گفته‏اند: این آیات پیوندی دارد با آیات جهاد، و انفاق در راه جهاد که قبل از آیات مربوط به معاد و توحید، در همین سوره آمده بود.

نخست می‏فرماید: «مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند» (مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل).

«و در هر خوشه‏ای یکصد دانه باشد» که مجموعا از یک دانه هفتصد دانه بر می‏خیزد (فی کل سنبله مائه حبه).

تازه پاداش آنها منحصر به این نیست، بلکه: «خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی در آنها و انفاق آنها را از نظر نیت و اخلاص و کیفیت و کمیت ببیند) دو یا چند برابر می‏کند» (و الله یضاعف لمن یشاء).

و این همه پاداش از سوی خدا عجیب نیست «چرا که او (از نظر رحمت و قدرت) وسیع و از همه چیز آگاه است» (و الله واسع علیم).

بعضی از مفسران گفته‏اند: منظور از انفاق در آیه فوق تنها انفاق در راه جهاد است زیرا این آیه در واقع تاکیدی است بر آنچه در آیات گذشته قبل از داستان عزیر و ابراهیم و طالوت آمده بود، ولی حق این است که مفهوم آیه گسترده است و حتی پیوند آن با آیات گذشته نیز نمی‏تواند دلیل بر تخصیص این آیه و آیات آینده شود، زیرا فی سبیل الله مفهوم وسیعی دارد که هر مصرف نیکی را شامل می‏شود، به علاوه آیات آینده نشان می‏دهد که بحث انفاق در اینجا مستقلا دنبال می‏شود و در روایات اسلامی نیز به تعمیم معنی آیه نیز اشاره شده است.

نکته قابل توجه اینکه در این آیه کسانی که در راه خدا انفاق می‏کنند به دانه پر برکتی که در زمین مستعدی افشانده شود تشبیه شده‏اند در حالی که قاعدتا باید عمل آنها تشبیه به این دانه شود، نه خود اینها، و لذا بسیاری از مفسران گفته‏اند که در آیه محذوفی وجود دارد مانند کلمه «صدقات» قبل از «الذین»، یا کلمه «باذر» قبل از «حبه» و مانند آن.

ولی هیچگونه دلیلی بر حذف و تقدیر در آیه نیست و تشبیه افراد انفاق کننده به دانه‏های پر برکت تشبیه جالب و عمیقی است گویا قرآن می‏خواهد بگوید: عمل

هر انسانی پرتوی از وجود او است، و هر قدر عمل گسترش یابد، وجود انسان در حقیقت توسعه یافته است.

به تعبیر دیگر، قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمی‏داند و هر دو را اشکال مختلفی از یک حقیقت می‏شمرد، بنابراین هیچگونه حذف و تقدیری در آیه نیست و اشاره به این است که انسانهای نیکوکار در پرتو نیکی‏هایشان نمو و رشد معنوی پیدا می‏کنند و این افراد همچون بذرهای پر ثمری هستند که به هر طرف ریشه و شاخه می‏گستراند و همه جا را زیر بال و پر خود می‏گیرد.

کوتاه سخن اینکه: در مورد هر تشبیهی علاوه بر ادات تشبیه سه چیز لازم است، «مشبه» و «مشبه به» و «وجه تشبیه»، و در اینجا «مشبه» انسان انفاق کننده است و «مشبه به» بذرهای پر برکت، و وجه تشبیه نمو و رشد آن است، و ما معتقدیم که انسان انفاق کننده در پرتو عملش رشد فوق‏العاده معنوی و اجتماعی پیدا می‏کند، و نیازی به هیچگونه تقدیر نیست.

شبیه این معنی در آیه ۲۶۵ همین سوره آمده است.

این نکته نیز در میان مفسران مورد بحث است که تعبیر به انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه که اشاره به دانه‏ای است که هفتصد دانه یا بیشتر، از آن به دست می‏آید، یک تشبیه فرضی است که وجود خارجی ندارد (زیرا در مورد دانه‏های گندم هرگز از یک دانه هفتصد دانه برنخاسته است) و یا منظور دانه‏هائی همچون دانه‏های ارزن است، ولی جالب اینکه چند سال قبل که سال پر بارانی بود، در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در بعضی از شهرهای جنوبی، در پاره‏ای از مزارع بوته‏های گندمی بسیار بلند و پر خوشه دیده شده، که در بعضی موارد در یک بوته، حدود چهار هزار دانه گندم شمارش شده است، و این خود می‏رساند که تشبیه بالا، یک تشبیه کاملا واقعی است نه خیالی.

جمله «یضاعف» از ماده «ضعف» (بر وزن شعر) به معنی دو برابر یا چند برابر است، و با توجه به آنچه در بالا اشاره شد که دانه‏هائی پیدا می‏شود که چند هزار دانه محصول می‏دهد، این تعبیر نیز یک تشبیه واقعی است.

نکته:

انفاق مهم‏ترین طریق حل مشکل فاصله طبقاتی

یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی که همواره انسان دچار آن بوده و هم اکنون با تمام پیشرفتهای صنعتی و مادی که نصیب بشر شده نیز با آن مواجه است مشکل فاصله طبقاتی است به این معنی که فقر و بیچارگی و تهیدستی در یک طرف و تراکم اموال در طرف دیگر قرار گیرد. عده‏ای آنقدر ثروت بیندوزند که حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده دیگری از فقر و تهیدستی رنج برند، بطوریکه تهیه لوازم ضروری زندگی از قبیل غذا و مسکن و لباس ساده برای آنان ممکن نباشد.

بدیهی است جامعه‏ای که قسمتی از آن بر پایه غناء و ثروت و بخش مهم دیگر آن بر فقر و گرسنگی بنا شود قابل دوام نبوده. و هرگز به سعادت واقعی نخواهد رسید. در چنین جامعه‏ای دلهره و اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره دشمنی و جنگ اجتناب‏ناپذیر است.

گرچه در گذشته این اختلاف در جوامع انسانی بوده است ولی باید گفت متاسفانه در زمان ما این فاصله طبقاتی به مراتب بیشتر و خطرناک‏تر شده است. زیرا از یک سو، درهای کمکهای انسانی و تعاون به معنی حقیقی، به روی مردم بسته شده و رباخواری که یکی از موجبات بزرگ فاصله طبقاتی است با شکلهای مختلف به روی آنها باز است. پیدایش کمونیسم و مانند آن و خونریزیها و جنگهای کوچک و بزرگ و وحشتناک که در قرن اخیر اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و کنار جهان ادامه دارد و غالبا از ریشه اقتصادی مایه می‏گیرد و عکس العمل محرومیت اکثریت جوامع انسانی است، گواه این حقیقت است.

با این که دانشمندان و مکتبهای اقتصادی جهان به فکر چاره و حل این مشکل بزرگ اجتماعی بوده‏اند و هر کدام راهی را انتخاب کرده‏اند، کمونیسم از راه الغای مالکیت فردی، و سرمایه‏داری از راه گرفتن مالیاتهای سنگین و تشکیل مؤسسات عام المنفعه (که به تشریفات بیشتر شبیه است تا به حل فاصله طبقاتی) به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته‏اند ولی حقیقت این است که هیچکدام نتوانسته‏اند گام مؤثری در این راه بردارند زیرا حل این مشکل با روح مادیگری که بر جهان حکومت می‏کند ممکن نیست.

با دقت در آیات قرآن مجید آشکار می‏شود که یکی از اهداف اسلام این است که اختلافات غیر عادلانه‏ای که در اثر بی‏عدالتیهای اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا می‏شود از بین برود و سطح زندگی کسانی که نمی‏توانند نیازمندیهای زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند بالا بیاید و حداقل لوازم زندگی را داشته باشند، اسلام برای رسیدن به این هدف برنامه وسیعی در نظر گرفته است- تحریم رباخواری بطور مطلق، و وجوب پرداخت مالیاتهای اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشویق به انفاق– وقف و قرض الحسنه و کمکهای مختلف مالی قسمتی از این برنامه را تشکیل می‏دهد، و از همه مهم‏تر زنده کردن روح ایمان و برادری انسانی در میان مسلمانان است.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

1 Comment

  1. جدید گفت:

    مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =