تفسیر آیه ۱۰۳ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۹۹ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حجت الاسلام المسلمین قرائتی
30 فروردین 1397
تفسیر آیه ۱۰۳ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله علامه طباطبایى
7 اردیبهشت 1397

تفسیر آیه ۱۰۳ ، سوره توبه

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ *

از اموال آنها صدقه ‏ای (زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی، و به آنها (هنگام گرفتن زکات) دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است.

تفسیر نمونه :

زکات عامل پاکی فرد و جامعه

در نخستین آیه مورد بحث اشاره به یکی از احکام مهم اسلام یعنی مسئله زکات شده است، و به عنوان یک قانون کلی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور می‏دهد که «از اموال آنها صدقه یعنی زکات بگیر» (خذ من اموالهم صدقه).

کلمه «من» که برای بیان «تبعیض» است، نشان می‏دهد که زکات همواره جزئی از مال را تشکیل می‏دهد، نه همه آن و نه قسمت عمده آن را.

سپس به دو قسمت از فلسفه اخلاقی و روانی و اجتماعی زکات اشاره کرده میفرماید «تو با این کار آنها را پاک می‏کنی و نمو می‏دهی» (تطهرهم و تزکیهم بها)

آنها را از رذائل اخلاقی، از دنیاپرستی و بخل و امساک پاک می‏کنی، و نهال نوعدوستی و سخاوت و توجه به حقوق دیگران را در آنها پرورش می‏دهی.

از این گذشته، مفاسد و آلودگیهائی که در جامعه به خاطر فقر و فاصله‏ ی طبقاتی و محرومیت گروهی از جامعه به وجود می‏آید با انجام این فریضه الهی برمی‏چینی، و صحنه‏ ی اجتماع را از این آلودگیها پاک می‏ سازی.

و نیز همبستگی اجتماعی و نمو و پیشرفت اقتصادی در سایه اینگونه برنامه ‏ها تامین می‏گردد.

بنابراین حکم زکات هم «پاک‏ کننده فرد و اجتماع» است و هم نمودهنده بذرهای فضیلت در افراد، و هم سبب پیشرفت جامعه، و این رساترین تعبیری است که درباره زکات می‏توان گفت: از یکسو آلودگیها را می‏شوید و از سوی دیگر تکامل‏ آفرین است.

این احتمال نیز در معنی آیه داده شده که فاعل «تطهرهم» زکات باشد، و فاعل تزکیهم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بنابراین معنی آیه چنین خواهد بود:زکات آنها را پاک می‏کند، و به وسیله آن تو آنها را پرورش می‏دهی، ولی اظهر این است که فاعل در هر دو، شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏باشد همانگونه که در آغاز معنی کردیم، هر چند از نظر نتیجه تفاوت چندانی میان این دو تعبیر وجود ندارد.

سپس اضافه می‏کند «هنگامی که آنها زکات می‏پردازند برای آنها دعا کن و به آنها درود بفرست» (و صل علیهم).

این نشان می‏دهد که حتی در برابر انجام وظائف واجب باید از مردم تشکر و تقدیر کرد، و مخصوصا از طریق معنوی و روانی آنها را تشویق نمود، لذا در روایات می‏خوانیم هنگامی که مردم زکات خود را خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏آوردند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با جمله‏ی اللهم صل علیهم به آنها دعا می‏کرد.

بعد اضافه می‏کند که «این دعا و درود تو مایه آرامش خاطر آنهاست» (ان صلاتک سکن لهم).

چرا که از پرتو این دعا رحمت الهی بر دل و جان آنها نازل می‏شود، آنگونه که آنرا احساس کنند، بعلاوه قدردانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یا کسانی که در جای او قرار می‏گیرند و زکات اموال مردم را می‏پذیرند، یک نوع آرامش روحی و فکری به آنها می‏بخشد، که اگر ظاهرا چیزی را از دست داده‏اند بهتر از آن را بدست آورده‏اند.

جالب اینکه تا کنون نشنیده‏ ایم که مأموران وصول مالیات موظف باشند از مردم تشکر کنند، ولی این دستور به عنوان یک حکم مستحب در برنامه‏ های اسلامی روشنگر عمق جنبه‏ های انسانی در این دستورها است.

و در پایان آیه به تناسب بحثی که گذشت می‏گوید: «خداوند شنوا و دانا است» (و الله سمیع علیم).

هم دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را می‏شنود، و هم از نیات زکات‏دهنده‏ گان آگاه است.

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

– از شأن نزولی که برای آیات گذشته ذکر کردیم به خوبی روشن می‏شود که این آیه پیوند نزدیکی با آیه قبل و مسئله توبه «ابولبابه» و یارانش دارد، زیرا آنها به شکرانه‏ی قبول توبه‏هایشان اموال خود را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آوردند و او تنها قسمتی از آن را برگرفت.

اما این شأن نزول هیچگاه منافات با این ندارد که آیه بیان یک حکم کلی و عمومی در مورد زکات اموال بوده باشد، و اینکه بعضی از مفسران تضادی میان این دو پنداشته‏اند درست نیست، همانگونه که در سایر آیات قرآن و شأن نزولها کرارا گفته ‏ایم.

تنها سؤالی که در اینجا باقی میماند این است که طبق روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک سوم اموال ابولبابه و یارانش را پذیرفت، در حالی که مقدار زکات در هیچ- مورد یک سوم نیست، در گندم و جو و خرما و مویز گاهی یک دهم و گاهی یک بیستم است، و در طلا و نقره تقریبا ۲/۵ درصد می‏باشد، و در چهارپایان (گاو و گوسفند و شتر) نیز هرگز به یک سوم نمی‏رسد.

اما این سؤال را می‏توان چنین پاسخ گفت که: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مقداری از اموال آنها را به عنوان زکات و مقدار اضافی را تا ثلث، به عنوان کفاره گناهانشان، پذیرفت.

بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زکات واجب آنها را گرفته و مقداری از آن بیشتر را برای پاکسازی از گناهانشان پذیرفته است که مجموع هر دو، به یک سوم می‏رسیده است.

– دستور «خذ» (بگیر) دلیل روشنی است که رئیس حکومت اسلامی می‏تواند زکات را از مردم بگیرد، نه اینکه منتظر بماند که اگر مایل بودند خودشان بپردازند و اگر نبودند نه.

– جمله «صل علیهم» گر چه خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است ولی روشن است که یک حکم کلی را بیان می‏کند (زیرا قانون کلی این است که احکام اسلام میان پیامبر و دیگران تفاوتی ندارد و ویژگیهای پیامبر از نظر احکام باید با دلیل خاص ثابت شود).

بنابراین متصدیان امور بیت‏ المال در هر عصر و زمان می‏توانند با جمله (اللهم صل علیهم) به زکات‏دهنده‏ گان دعا کنند.

با این حال تعجب در این است که بعضی از متعصبان اهل سنت صلوات را برای آل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مستقلا جائز نمی‏دانند، یعنی اگر کسی بگوید (اللهم صل علی علی امیرالمؤمنین) یا (صل علی فاطمه الزهراء) ممنوع می‏شمرند، در حالی که ممنوع بودن اینگونه دعا دلیل می‏خواهد نه جواز آن، بعلاوه همانگونه

که در بالا گفتیم قرآن صریحا اجازه می‏دهد که درباره افراد عادی چنین دعائی شود، تا چه رسد برای اهل‏بیت جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ولی، چه می‏توان کرد که تعصبها گاهی جلو فهم آیات قرآن را نیز می‏گیرد.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 6 =