تفسیر آیات ۵۳ و ۵۴ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیات ۳۴ و ۳۵ ، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
3 بهمن 1396
تفسیر آیات ۵۳ و ۵۴، سوره توبه ( نوشتاری ) مفسر : حجت الاسلام المسلمین قرائتی
10 بهمن 1396

تفسیر آیات ۵۳ و ۵۴ ، سوره توبه

قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِینَ * وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا یَأْتُونَ الصَّلاهَ إِلاَّ وَ هُمْ کُسالى  وَ لا یُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ کارِهُونَ *

بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود؛ چرا که شما قوم فاسقی بودید!» * هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‌آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‌کنند مگر با کراهت! *

۵۳-  بگو انفاق کنید خواه از روی میل یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‏شود چرا که شما قوم فاسقی بودید.

تفسیر:

این آیات به قسمتی دیگر از نشانه‏ های منافقان و نتیجه و سرانجام کار آنها اشاره کرده و روشن می‏سازد که چگونه اعمال آنها بی‏روح و بی‏اثر است و هیچگونه بهره‏ای از آن عائدشان نمی‏شود، و از آنجا که در میان اعمال نیک، انفاق در راه خدا (زکات به معنی وسیع کلمه) و نماز (پیوند خلق با خالق) موقعیت خاصی دارد، مخصوصا انگشت روی این دو قسمت گذارده است.

نخست می‏گوید: «ای پیامبر به آنها بگو: شما چه از روی اراده و اختیار در راه خدا انفاق کنید و چه از روی کراهت و اجبار و ملاحظات شخصی و اجتماعی، در هر حال از شما منافقان پذیرفته نخواهد شد» (قل انفقوا طوعا او کرها لن یتقبل منکم).

سپس به دلیل آن اشاره کرده می‏فرماید: «زیرا شما گروه فاسقی بودید» (انکم کنتم قوما فاسقین). نیت هایتان آلوده، و اعمالتان ناپاک، و قلبتان تاریک است، و خدا تنها عملی را می‏پذیرد که پاک باشد و از شخصی پاک و باتقوا سرزند.

روشن است که «فسق» در اینجا یک گناه ساده و معمولی نیست زیرا ممکن است انسان مرتکب گناهی شود در عین حال عملی خالص نیز انجام دهد، بلکه منظور از آن کفر و نفاق و یا آلوده شدن انفاق های آنها به ریا و تظاهر است.

و نیز هیچ مانعی ندارد که «فسق» در جمله بالا به مفهوم وسیع کلمه، شامل هر دو باشد چنانکه آیه بعد نیز این قسمت را توضیح خواهد داد.  در اینجا به چند نکته باید توجه کرد

– بعضی سؤال می‏کنند که چگونه در آغاز آیه اول گفته شده است خواه از روی اختیار یا اکراه انفاق کنید پذیرفته نمی‏شود.  در حالی که در آخر آیه دوم تصریح شده که آنها جز از روی کراهت انفاق نمی‏کنند آیا این دو با هم منافات ندارد؟

ولی با توجه به یک مطلب پاسخ این سؤال روشن می‏شود و آن اینکه آغاز آیه اول در واقع به صورت یک «قضیه شرطیه» است، یعنی اگر از روی اطاعت و یا اکراه انفاق کنید به هر شکل و به هر صورت باشد پذیرفته نخواهد شد، و می‏دانیم قضیه شرطیه دلیل بر وجود شرط نیست، یعنی به فرض که از روی میل و اختیار هم انفاق کنند فایده ندارد چون بی‏ایمانند.

ولی ذیل آیه دوم بیان یک «قضیه خارجیه» است و آن اینکه آنها همیشه از روی اکراه انفاق می‏کنند (دقت کنید).

– درس دیگری که از آیات فوق می‏توان گرفت این است که نباید تنها به نماز و روزه مردم فریفته شد زیرا منافقان، هم نماز می‏خواندند، و هم به ظاهر در راه خدا انفاق می‏کردند، بلکه باید نمازها و انفاق های منافق‏گرانه را از اعمال پاک و سازنده مؤمنان راستین بازشناخت و اتفاقا با دقت و کنجکاوی در ظاهر عمل نیز غالبا شناخته می‏شود.

و در حدیث می‏خوانیم «لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده فان ذلک شی‏ء اعتاده و لو ترکه استوحش، و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء امانته»: «تنها به رکوع و سجود طولانی افراد ننگرید، زیرا ممکن است این «عبادت عادتی» باشد که از ترکش ناراحت شود و لکن به راستگوئی و اداء امانت آنها دقت کنید» زیرا راستی و امانت از ایمان سرچشمه می‏گیرد در حالی که رکوع و سجود عادتی با کفر و نفاق هم سازگار است).

۵۴ – و هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند و نماز بجا نمی‏آورند جز با کسالت و انفاق نمی‏کنند مگر با کراهت!

در آیه بعد بار دیگر عدم قبول انفاقات آنها را توضیح می‏دهد و می‏گوید:

«هیچ چیز مانع قبول انفاقات آنها نشده جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شده‏اند» و هر عملی توأم با ایمان به خدا و توحید نبوده باشد در پیشگاه خدا قبول نیست (و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله و برسوله).

قرآن کرارا روی این مسئله تکیه کرده است که شرط پذیرش اعمال صالح ایمان است، حتی اگر عمل از روی ایمان سرزند و بعد از مدتی شخص عمل‏کننده راه کفر پیش گیرد عمل او «حبط» و نابود و بی‏اثر می‏شود (در این باره در جلد دوم تفسیر نمونه از صفحه ۶۹ الی ۷۲ بحث کرده‏ایم).

پس از ذکر عدم قبول انفاق های مالی آنها به وضع عبادات آنان اشاره کرده می‏گوید: «آنها نماز را بجا نمی‏آورند مگر از روی کسالت و با ناراحتی و سنگینی» (و لا یاتون الصلوه الا و هم کسالی).

همانگونه که «انفاق نمی‏کنند مگر از روی کراهت و اجبار» (و لا ینفقون الا و هم کارهون).

در حقیقت به دو دلیل انفاق های آنها پذیرفته نمی‏شود یکی به دلیل آنکه از روی کفر و عدم ایمان سر می‏زند، و دیگر اینکه از روی کراهت و اجبار است.

همچنین به دو علت نماز آنها پذیرفته نیست نخست به علت کفر، و دیگر بخاطر آنکه از روی کسالت و کراهت انجام می‏گیرد.

جمله‏های بالا در عین اینکه وضع منافقان را از نظر عدم نتیجه‏گیری از اعمالشان تشریح می‏کند در حقیقت نشانه دیگری از نشانه‏ های آنها را بیان می‏کند، و آن اینکه مؤمنان واقعی را از نشاطی که به هنگام عبادت دارند و از میل و رغبتی که نسبت به اعمال نیک نشان می‏دهند و مخلصانه به دنبال آن می‏شتابند به خوبی می‏توان شناخت.

همانگونه که به وضع منافقان از طرز انجام اعمالشان می‏توان پی برد، زیرا معمولا از روی بی‏میلی و دلسردی و ناراحتی و کراهت اقدام به انجام کار خیر می‏کنند، گوئی کسی به اجبار دست آنها را گرفته و کشان‏کشان به سوی کار خیر می‏برد.

بدیهی است اعمال گروه نخست چون از عشق خدا سر می‏زند و با دلسوزی توأم است همه آداب و مقرراتش رعایت می‏گردد، ولی اعمال گروه دوم چون از روی کراهت و بی‏میلی است ناقص و دست و پا شکسته و بیروح است، بنابراین انگیزه‏ های متفاوت آنها دو شکل متفاوت به اعمالشان می‏دهد.

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد

– بعضی سؤال می‏کنند که چگونه در آغاز آیه اول گفته شده است خواه از روی اختیار یا اکراه انفاق کنید پذیرفته نمی‏شود.

در حالی که در آخر آیه دوم تصریح شده که آنها جز از روی کراهت انفاق نمی‏ کنند آیا این دو با هم منافات ندارد؟

ولی با توجه به یک مطلب پاسخ این سؤال روشن می‏شود و آن اینکه آغاز آیه اول در واقع به صورت یک «قضیه شرطیه» است، یعنی اگر از روی اطاعت و یا اکراه انفاق کنید به هر شکل و به هر صورت باشد پذیرفته نخواهد شد، و می‏دانیم قضیه شرطیه دلیل بر وجود شرط نیست، یعنی به فرض که از روی میل و اختیار هم انفاق کنند فایده ندارد چون بی‏ایمانند.

ولی ذیل آیه دوم بیان یک «قضیه خارجیه» است و آن اینکه آنها همیشه از روی اکراه انفاق می‏کنند (دقت کنید).

– درس دیگری که از آیات فوق می‏توان گرفت این است که نباید تنها به نماز و روزه مردم فریفته شد زیرا منافقان، هم نماز می‏خواندند، و هم به ظاهر در راه خدا انفاق می‏کردند، بلکه باید نمازها و انفاق های منافق‏گرانه را از اعمال پاک و سازنده مؤمنان راستین بازشناخت و اتفاقا با دقت و کنجکاوی در ظاهر عمل نیز غالبا شناخته می‏شود.

و در حدیث می‏خوانیم «لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده فان ذلک شی‏ء اعتاده و لو ترکه استوحش، و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء امانته»: «تنها به رکوع و سجود طولانی افراد ننگرید، زیرا ممکن است این «عبادت عادتی» باشد که از ترکش ناراحت شود و لکن به راستگوئی و اداء امانت آنها دقت کنید» زیرا راستی و امانت از ایمان سرچشمه می‏گیرد در حالی که رکوع و سجود عادتی با کفر و نفاق هم سازگار است).

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × دو =