تفسیر آیات ۱۵ و ۱۶ و ۱۷، سوره آل عمران ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى

تفسیر آیه ۲۷۴ ، سوره بقره ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله جوادی آملی
13 مهر 1396
تفسیر آیه ۹۲ ، سوره آل عمران ( نوشتاری ) مفسر : حضرت آیت الله مکارم شیرازى
21 مهر 1396

تفسیر آیات ۱۵ و ۱۶ و ۱۷، سوره آل عمران

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ  مُطَهَّرَهٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ «۱۵» الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ «۱۶» الصَّابِرِینَ وَ الصَّادِقِینَ وَ الْقانِتِینَ وَ الْمُنْفِقِینَ وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ «۱۷»

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

بگو: «آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این (سرمایه ‏های مادی)، بهتر است؟» برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده‏ اند، (و از این سرمایه‏ ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده می‏کنند، ) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغهایی است که نهرها از پای درختانش می‏گذرد؛ همیشه در آن خواهند بود؛ و همسرانی پاکیزه، و خشنودی خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست. همان کسانی که می‏گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده ‏ایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاه دار.» همانها که (در برابر مشکلات، و در مسیر اطاعت و ترک گناه،) استقامت می‏ورزند، راستگو هستند؛ (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق می‏کنند؛ و در سحرگاهان، استغفار می‏ نمایند.

تفسیر نمونه

تفسیر:

۱۵ – با توجه به آنچه در آیه قبل درباره اشیاء مورد علاقه انسان در زندگی مادی دنیا آمده بود در اینجا در یک مقایسه، اشاره به مواهب فوق العاده خداوند در جهان آخرت و بالاخره قوس صعودی تکامل انسان کرده، می‏فرماید: «بگو: آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این (سرمایه‏ های مادی) بهتر است» (قل أؤنبئکم بخیر من ذلکم).

سپس به شرح آن پرداخته، می‏افزاید: «برای کسانی که تقوا پیشه کرده‏اند در نزد پروردگارشان باغهایی از بهشت است که نهرها از زیر درختانش جاری است، همیشه در آن خواهند بود، و همسرانی پاکیزه و (از همه بالاتر) خشنودی خداوند نصیب آنها می‏شود، و خدا به بندگان بینا است» (للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله و الله بصیر بالعباد).

آری این باغهای بهشتی بر خلاف غالب باغهای این جهان، هرگز آب روان از پای درختانش قطع نمی‏شود.

و بر خلاف مواهب مادی این جهان که بسیار زودگذر و ناپایدار است جاودانی و ابدی است.

همسران آن جهان، بر خلاف بسیاری از زیبارویان این جهان هیچ نقطه تاریک و منفی در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصی پاک و پاکیزه ‏اند همه اینها در یک طرف، و مساله خشنودی خداوند (رضوان من الله) که برترین نعمتهای معنوی است یک طرف، آری این نعمت معنوی ما فوق تصور نیز در انتظار مؤمنان پرهیزکار است.

قابل توجه اینکه: این آیه با جمله «أؤنبئکم» (آیا شما را آگاه کنم) آغاز شده، که یک جمله استفهامیه است و برای گرفتن پاسخ از فطرتهای بیدار و عقل و خرد انسانی، مطرح شده تا نفوذش در شنونده عمیق‏تر باشد و از سوی دیگر این جمله از ماده «انباء» گرفته شده که معمولا در مورد خبرهای مهم و قابل توجه به کار می‏رود.

در واقع قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام می‏کند که اگر به زندگی حلال دنیا قناعت کنند و از لذات نامشروع و هوسهای سرکش و ظلم و ستم به دیگران به‏پرهیزند، خداوند لذاتی برتر و بالاتر در جهت مادی و معنوی که از هر گونه عیب و نقص پاک و پاکیزه است، نصیب آنها خواهد کرد.

در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه آیا در بهشت، لذات مادی هم وجود دارد؟

بعضی چنین می‏پندارند که لذایذ مادی منحصر به این جهان است، و در آن جهان اثری از این لذایذ نیست و تمام تعبیراتی که در آیات قرآن درباره باغهای بهشتی و انواع میوه‏ها و آبهای جاری و همسران خوب آمده کنایه از یک سلسله مقامات و مواهب معنوی است که از باب «کلم الناس علی قدر عقولهم» (با مردم به اندازه فکرشان سخن بگو) به این صورت تعبیر شده است.

ولی در برابر این پندار باید گفت: هنگامی که ما طبق صریح آیات فراوانی از قرآن کریم «معاد جسمانی» را قبول کردیم باید برای هر دو قسمت (جسم و روح) موهبتهائی به تناسب آنها، منتها در سطحی عالی‏تر وجود داشته باشد و اتفاقا در این آیه اشاره به هر دو قسمت شده، هم آنچه شایسته معاد جسمانی است و هم آنچه شایسته روح و رستاخیز ارواح می‏باشد.

در واقع آنها که تمام نعمتهای مادی آن جهان را کنایه از نعمت‏های معنوی می‏گیرند تحت تاثیر مکتبهای التقاطی قرار گرفته علاوه بر این که بدون جهت ظواهر آیات قرآن را تاویل کرده معاد جسمانی و لوازم آن را به کلی فراموش نموده و منکر شده‏اند.

و شاید جمله « و الله بصیر بالعباد» (خداوند به وضع بندگان خود بینا است) که در آخر آیه آمده اشاره به همین حقیقت باشد یعنی او است که می‏داند جسم و جان آدمی در جهان دیگر هر کدام چه خواسته‏هائی دارند و این خواسته‏ها را در هر دو جانبه به نحو احسن تامین می‏کند.

۱۶- همان کسانی که می‏گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده‏ایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!»

در آیه بعد به معرفی بندگان پرهیزکار که در آیه قبل به آن اشاره شده بود پرداخته و شش صفت ممتاز برای آنها برمی‏شمرد.

– نخست اینکه: آنان با تمام دل و جان متوجه پروردگار خویش‏اند و ایمان قلب آنها را روشن ساخته و به همین دلیل در برابر اعمال خویش به شدت احساس مسئولیت می‏کنند، می‏فرماید: « همان کسانی که می‏گویند پروردگارا! ما ایمان آورده‏ایم، گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش نگاهدار» (الذین یقولون ربنا اننا آمنا فاغفر لنا ذنوبنا و قنا عذاب النار).

۱۷- آنها که (در برابر مشکلات، و در مسیر اطاعت و ترک گناه،) استقامت می‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق می‏کنند، و در سحرگاهان، استغفار می‏نمایند.

– «آنها که صبر و استقامت دارند» و در برابر حوادث سخت که در مسیر اطاعت پروردگار پیش می‏آید، و همچنین در برابر گناهان و به هنگام پیش آمدن شدائد و گرفتاریهای فردی و اجتماعی، شکیبائی و ایستادگی به خرج می‏دهند (الصابرین).

– «آنها که راستگو و درست کردارند» و آنچه در باطن به آن معتقدند در ظاهر به آن عمل می‏کنند و از نفاق و دروغ و تقلب و خیانت دورند (و الصادقین).

– «آنها که خاضع و فروتن هستند» و در طریق بندگی و عبودیت خدا بر این کار مداومت دارند (و القانتین).

– «آنها که در راه خدا انفاق می‏کنند» نه تنها از اموال، بلکه از تمام مواهب مادی و معنوی که در اختیار دارند به نیازمندان می‏بخشند (و المنفقین).

– «و آنها که سحرگاهان، استغفار و طلب آمرزش می‏کنند» (و المستغفرین بالاسحار).

در آن هنگام که چشمهای غافلان و بی‏خبران در خواب است و غوغای جهان مادی فرونشسته و به همین دلیل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهای اصیل در قلب مردان خدا زنده می‏شود به پا می‏خیزند و در پیشگاه با عظمتش سجده می‏کنند و از گناهان خود آمرزش می‏طلبند و محو انوار جلال کبریائی او می‏شوند، و تمام ذرات وجودشان زمزمه توحید سر می‏دهد، و همانگونه که با طلوع صبح، ظلمت شب برچیده می‏شود و فیض عام پروردگار بر صفحه جهان می‏نشیند، آنها نیز به دنبال زمزمه‏ های عاشقانه سحرگاهان همراه با طلوع صبح، پرده‏ های ظلمت غفلت و گناه از دلهایشان برچیده می‏شود و انوار رحمت و مغفرت و معرفت الهی بر دلهایشان فرو می‏ نشیند.

نکته‏ ها:

– در حدیثی از امام صادق علیه ‏السلام در تفسیر آیه اخیر می‏خوانیم، که فرمود: هر کس در نماز وتر (آخرین رکعت نماز شب) هفتاد بار بگوید: استغفر الله ربی و اتوب الیه و تا یک سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار کنندگان در سحر «المستغفرین بالاسحار» قرار می‏دهد و او را مشمول عفو و رحمت خود می‏سازد».

– واژه «سحر» (بر وزن بشر) در اصل به معنی «پوشیده و پنهان بودن» است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگی خاصی بر همه چیز حکومت می‏کند، نام آن سحر گذاشته شده است لغت «سحر» (بر وزن شعر) نیز از همین ماده است زیرا شخص ساحر دست به کارهائی می‏زند که اسرار آن از دیگران پوشیده و پنهان است عرب به ریه و شش نیز گاهی سحر (بر وزن بشر) می‏گوید و این هم به خاطر پوشیده بودن درون آن می‏باشد.

چرا در میان اوقات شبانه روز تنها به وقت «سحر» اشاره شده است در حالی که استغفار و بازگشت به سوی خدا در هر حال مطلوب است؟ این برای آن است که سحر به خاطر آرامش و سکوت و تعطیل کارهای مادی و نشاطی که بعد از استراحت و خواب به انسان دست می‏دهد آمادگی بیشتری برای توجه به خداوند به او می‏بخشد و این معنی را به آسانی با تجربه می‏توان دریافت، حتی بسیاری از دانشمندان برای حل مشکلات علمی از آن وقت استفاده می‏کردند. زیرا چراغ فکر و روح انسان در آن وقت از هر زمان پرفروغ‏تر و درخشان‏تر است و از آنجا که روح عبادت و استغفار توجه و حضور دل می‏باشد عبادت و استغفار در چنین ساعتی از همه ساعات گرانبهاتر خواهد بود.

منبع : تفسیر نمونه مرجع عالیقدر اسلام  آیت الله مکارم شیرازى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + دو =