آسمان شو، ابر شو، باران ببار ( تصویری ) حجت الاسلام رنجبر

هر جا مال انسان رفت، دل انسان هم می رود.( تصویری )حجت الاسلام قاسمیان
14 دی 1395
ویژگی های انفاق ( تصویری ) دکتر سید محسن میرباقری
16 دی 1395

آسمان شو، ابر شو، باران ببار

استخرها خیلی زلال و شفاف است. نگاه می‌کنی ته آن پیداست. اما حوض‌ها اینطور نیست. گاهی چنان جلبک زدند که اگر شما یک سینی هم در آن بیاندازی پیدا نمی‌شود. چرا استخرها اینقدر زلال و شفاف هستند؟ چون اطرافش یک دریچه‌هایی هست. دائم سرریز می‌شوند. چون سرریز می‌شود زلال است. انسان‌هایی که سرریز می‌شوند ثروت و سرمایه و دانشی دارند و برای خودشان نگه نمی‌دارند و پیرامون خودشان را برخوردار می‌کنند همین باعث زلال شدن آنها می‌شود. باعث پاک شدن آنها می‌شود. قرآن به پیامبر می‌گوید: «خذ من اموالهم» (توبه/۱۰۳) از اینها پول بگیر، برای چه؟ «تُطَهِرُهُم» تو با این کار اینها را پاک می‌کنی. زلال می‌کنی. یعنی آدمی که بخشنده نباشد، مثل حوض است. همه را برای خود نگه می‌دارد ولی می‌گندد. شما ثروتمندانی که دست کریمانه‌ای ندارند ببینید، بوی تعفن می‌دهد. ولی انسان‌های کریم را ببینید و نگاهشان را ببینید. به همین خاطر قرآن بخشش ها را گاهی به زکات تعبیر می‌کند. زکات همان پاکی است. چرا به انفاق زکات می‌گوید؟ چون وقتی تو می‌بخشی خودت پاک می‌شوی. خودت زلال می‌شوی.

زکات هم فقط به بخشش‌های مالی و مادی نیست. همین که با دست از کسی دستگیری می‌کنی هم زکات است. همین که بلند می‌شوی و قدم برمی‌داری تا پا فتاده‌ای را از زمین برداری، این هم زکات است. همین که زمان می‌‌گذاری تا بین دو نفر که با هم قهر هستند را آشتی دهی، آن هم زکات است. همین که دانشی داری و در اختیار دیگران می‌گذاری هم زکات است. لذا از ویژگی‌های اهل بیت این بود که اهل زکات بودند. شما بودید که زکات می‌دادید. ویژگی که برای اهل بیت محسوب می‌شود این است که زکات اینها فراگیر بود. فقط به مال نبود، جان هم بود. قدم هم بود. قلم هم بود. عمرشان را می‌گذاشتند. جانشان را می‌گذاشتند. وقتشان را می‌گذاشتند. هستی و نیستی‌شان را نثار می‌کردند. لذا زکات دهنده واقعی اینها بودند. «وَ آتَیْتُمُ‏ الزَّکاه» (مائده/۱۲) زکات یک معنای دیگری هم دارد و معنای رشد و فزونی هم هست. علت اینکه می‌گویند: زکات، چون مایه رشد است.

من گاهی مثال می‌زنم که شما نعنای داخل باغچه را بچین. امروز بچین، دو روز دیگر بیا نگاه کن. کم شد؟ نه دوباره بیشتر می‌شود. شاخه شاخه زیاد می‌شود. البته نعنایی زیاد می‌شود که ریشه در خاک داشته باشد. نعنایی که چیده شد و در سبزی فروشی رفت دیگر سبز نمی‌شود. این بخشش‌هایی که ریشه در خدا و رضای حق داشته باشد، اینهاست که فزونی پیدا می‌کند. جایگزین می‌شود. فرمود: «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُه‏» (سبأ/۳۹) هرچه شما می‌دهید او جایگزین می‌کند. به شرطی که برای او باشد.

در یک مراسم گلریزان اگر برای چشم و هم چشمی با کسی پول بدهی هیچ جا حساب نمی‌شود. ولی کسی ممکن است یک مبلغ ناچیزی بدهد، آن است که حساب می‌شود. آن است که انسان را تماشایی می‌کند. انسان‌های بخشنده خیلی تماشایی هستند.

ابرها را نگاه کنید. ابرها خیلی تماشایی هستند. چه وقت؟ وقتی که می‌بارند. اگر نبارند جز تاریکی و دلگیری چیزی ندارند. ولی وقتی می‌بارند زیبا می‌شوند. انسان هم همینطور است. قرآن می‌گوید: تو مثل ابر سیاه هستی. وقتی دارا هستی و دولتمند هستی تازه ابر سیاه شدی. اگر نباری مایه دلگیری هستی. مایه رنج خاطر دیگران هستی. مولوی می‌گفت: «آسمان شو، ابر شو، باران ببار» یک مقدار بالا بیا و آسمانی فکر کن. چرا زمینی فکر می‌کنی؟ مثل ابرها باش و باران ببار. یک ریزشی داشته باش. عالم، عالم بخشش است. در این عالم همه چیز بخشنده است. یک گل بخشنده است. عطر و رایحه خوب خودش را سخاوتمندانه به شما نثار می‌کند. شما هم هیچ کاری برای او نکردی. اولین بار است این گل را می‌بینی. آبی به آن ندادی. شما آن را نکاشتی و بین شما سر و سرّی نبوده است. اما سخاوتمندانه هرچه عطر و بو دارد نثار شما می‌کند.

خورشید را نگاه کن. سخاوتمندانه نور خودش را به شما منتشر می‌کند. درخت‌ها همه بخشنده هستند. میوه و سایه خودشان را نثار شما می‌کنند.

چیزی نیست که در این عالم بخشنده نباشد جز انسان. «قُتِلَ‏ الْإِنْسانُ‏ ما أَکْفَرَه‏» (عبس/۱۷) چقدر این ناسپاس است. غرق این بخشش‌ها و بخشنده‌ها است. از بخشش همه این بخشنده‌ها استفاده می‌کند. از نور این آفتاب استفاده می‌کند. از عطر گل استفاده می‌کند. از سایه درخت استفاده می‌کند. اما یک روز از او استفاده نمی‌رسد. اینکه خداوند از انسان خیلی متوقع است و خیلی انتظار بخشش دارد. بخصوص انسان‌هایی که اهل سجاده و نماز هستند. اهل ذکر هستند. اهل دعا هستند. از اینها خیلی متوقع است. لذا شما قرآن را ببینید. غالباً زکات را کنار نماز می‌‌گذارد. یعنی من متوقع هستم از کسی که اهل نماز است دست به جیب هم باشد. آیه ولایت چه وقت نازل شد؟ چه وقت آدم‌ها «اشهد ان علیاً ولی الله» گفتند؟ وقتی امیرالمؤمنین در حال نماز بود، انگشتری خودش را انفاق کرد. این یعنی کسی که با نماز خودش با خدا ارتباط برقرار می‌کند و با بخشش خودش از مردم دستگیری می‌کند ولی خداست. هرکس می خواهد ولی خدا شود، یک چنین کسی است. لذا در زیارت جامعه اول گفتیم: «اقمت الصلاه» شما کسی بودید که نماز را به پا داشتید. الآن هم می‌گوییم: «و آتیتم الزکاه».

منبع : برنامه سمت خدا مورخ  ۲۰/۰۴/۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + ده =